حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۰- ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند طوبی ز قامت تو نیارد…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۱- بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند

بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند که به بالای چمان از بن و بیخم برکند حاجت…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۲- حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند ما بدان مقصد عالی نتوانیم…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۳- دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۴- دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۵- نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند مصلحت دید من آن است که…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۶- گر می فروش حاجت رندان روا کند

گر می فروش حاجت رندان روا کند ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند ساقی به جام عدل بده باده…

بیشتر بخوانید »
حافظ

غزل ۱۸۷- دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۸- مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند که اعتراض بر اسرار علم غیب کند کمال سر محبت ببین…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۱۸۹- طایر دولت اگر باز گذاری بکند

طایر دولت اگر باز گذاری بکند یار بازآید و با وصل قراری بکند دیده را دستگه در و گهر گر…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا