فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.
فردوسی

بخش ۷

کنون بشنو از دخت مهرک سخن ابا گرد شاپور شمشیرزن چو لختی برآمد برین روزگار فروزنده شد دولت شهریار به…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۵

بیامد به شبگیر دستور شاه همی کرد کودک به میدان سپاه یکی جامه و چهر و بالا یکی که پیدا…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۴

چو هنگامه زادن آمد فراز ازان کار بر باد نگشاد راز پسر زاد پس دختر اردوان یکی خسروآیین و روشن‌روان…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۲

بدانگه که شاه اردوان را بکشت ز خون وی آورد گیتی به مشت بدان فر و اورند شاه اردشیر شده…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۳

به دل گفت موبد که بد روزگار که فرمان چنین آمد از شهریار همه مرگ راییم برنا و پیر ندارد…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۱

به بغداد بنشست بر تخت عاج به سر برنهاد آن دلفروز تاج کمر بسته و گرز شاهان به دست بیاراسته…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۲۰

وزان جایگه شد سوی جنگ کرم سپاهش همی کرد آهنگ کرم بیاورد لشکر ده و دو هزار جهاندیده و کارکرده…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۲۱

چو آگاه شد زان سخن هفتواد دلش گشت پردرد و سر پر ز باد بیامد که دژ را کند خواستار…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۱۹

پراندیشه بود آن شب از کرم شاه چو بنشست خورشید بر جایگاه سپه برگرفت از لب آبگیر سوی پارس آمد…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۱۸

به جهرم یکی مرد بد بدنژاد کجا نام او مهرک نوش‌زاد چو آگه شد از رفتن اردشیر وزان ماندن او…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا