فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.
فردوسی

بخش ۱۰

بسی برنیامد برین روزگار که شد مردم لشکری شش هزار فرستاد شاپور کارآگهان سوی طیسفون کاردیده مهان بدان تا ز…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۱۱

چو شب دامن روز اندر کشید درفش خور آمد ز بالا پدید بفرمود شاپور تا شد دبیر قلم خواست و…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۹

چو پالیزبان گفت و موبد شنید به روشن روان مرد دانا بدید که آن شیردل مرد جز شاه نیست همان…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۷

چو بر زد سر از برج شیر آفتاب ببالید روز و بپالود خواب به جشن آمدند آنک بودی به شهر…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۸

ببود آن شب و خورد و گفت و شنید سپیده چو از کوه سر بر کشید چو زرین درفشی برآورد…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۶

چنین تا برآمد برین چندگاه به ایران پراگنده گشته سپاه به روم آنک شاپور را داشتی شب و روز تنهاش…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۵

چنان بد که یک روز با تاج و گنج همی داشت از بودنی دل به رنج ز تیره شب اندر…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۳

به شبگیر شاپور یل برنشست همی رفت جوشان کمانی به دست سیه جوشن خسروی در برش درفشان درفش سیه بر…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۴

ز خاور چو خورشید بنمود تاج گل زرد شد بر زمین رنگ ساج ز گنجور دستور بستد کلید خورش خانه…

بیشتر بخوانید »
فردوسی

بخش ۲

چو یک چند بگذشت بر شاه روز فروزنده شد تاج گیتی فروز ز غسانیان طایر شیردل که دادی فلک را…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا