خانه | دیوان حافظ | غزلیات | غزل ۴۴۹- ای که مهجوری عشاق روا می‌داری

غزل ۴۴۹- ای که مهجوری عشاق روا می‌داری

ای که مهجوری عشاق روا می‌داری عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب به امیدی که در این ره به خدا می‌داری
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن به از این دار نگاهش که مرا می‌داری
ساغر ما که حریفان دگر می‌نوشند ما تحمل نکنیم ار تو روا می‌داری
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند سعی نابرده چه امید عطا می‌داری

 

غزل ۴۴۹

درباره حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

۴ دیدگاه

  1. توضيحات :
    معني بيت 1( اي آنکه جايز و روا مي داري که عشاق هميشه به غم دوري و هجران گرفتار باشند )
    معني بيت 2( تشنگان باديه عشق را به شربتي مورد محبت قرار بده زيرا تو هم ازخداوند اميد لطف داري ) بحل کردم ( حلال کردم ) به ( بهتر )
    معني بيت 4( اگر تو جايز مي داني از جامي که با تو نوشيده ام دشمنان نيز شراب بنوشد من چنين چيزي را نمي توانم بپذيرم و وتحمل کنم )
    معني بيت 5( اي مگس ( دشمن ) درگاه و مقام سيمرغ ( معشوق ) جاي گردش و پرواز و پرزني تو نمي باشد آبروي خودرا هدر مي دهي وبه ما زحمت پريشاني و جوش خوردن مي دهي)
    معني بيت 7( اي حافظ با حسن خدمت بايد جاه و مقام را از پادشاهان طلب کرد پس تو که کاري نکرده اي چه اميد انعام و بخشش داري
    نتيجه تفال :
    1- در رفتا رو کردار خود متعادل باش و ازاين کار صرف نظر کن زيرا از عواقب آن آگاه نمي باشي و بي جهت عجله و شتاب داري در حالي که هنوز مقدمات آنرا فراهم نساخته اي زيرا تا پايان راه مسافتي طولاني وجود دارد پس بهتر است از اين فکر فعلاً صرف نظر کني و آنرا به موقعيت و زمان و مکان بهتر بسپاري که به نفع شماست
    2- همه فکر مي کنن که شما خيلي زرنگيد و قصد فريب آنها را داريد و از ناراحتي آنها خرسند مي شويد علتش اين است که مغرورانه باد در بادبان کشتي سخن خود مي اندازيد وحرف خود را گاهي توأم با اغراق بيان مي داريد پس لازم است نسبت به اين موضوع تجديد نظر کنيد که زيان فراواني خواهيد ديد
    3- به شما توصيه مي کنم که رعايت پدر و مادر و همسر را بنماييد زيرا با لجبازي کارها انجام نمي گيرد در حالي که قلب آنان به عشق شما هميشه در تب و تاب است ولي شما مست از باده غرور ارزش اين همه عشق خالص را در نمي يابيد پس به هوش باشيد که زمان را ازدست ندهيد
    4- شما به علوم ماوراء الطبيعه و اسرار آميز علاقه درايد و ذاتاًٌ از پژوهشگران و فيلسوقان لذت مي بريد و بهتر از هر کس مي توانيد خصوصيات مردم را مورد تجزيه و تحليل قراردهيد
    5- دو منبع در آمد برای شما بوجود مي آيد و ناراحتي مالي نخواهيد داشت و دشمنان در برابرتان تاب و مقارمت ندارند به شرط آنکه اولاً خيرخواه مردم باشيد ثانياً با توکل بر خدا به پدر و مادر و همسرتان خالصانه عشق بورزيد و گرنه خداي ناکرده هميشه گرفتارخواهيد بود
    6- خيلي بد پيله مي کنيد آخر چرا در خصوصيات زندگي خانوادگي آنها دخالت مي کنيد اينکار موجب دلسردی مي شود ماد رو خواهر و برادر او انسانهاي وارسته اي هستند پس با آنها خوب باش که به نفع شماست
    7- زياد اتکا به پد رو مادر داشتيد احساس نوعي خلاء شما را پژمرده مي کند قدرت تصميم گيري و خلاقيت شما موجب پيروزي خواهد بود نگران نباشيد

  2. معاني لغات غزل (449)

    مهجوري: دوري، جدايي، جداماندگي.

    روا مي داري: جايز مي شماري.

    برِ خويش: نزد خويش، پهلوي خويش.

    باديه: صحراي بي آب و علف.

    زلالي: آب زلالي.

    به اميدي كه … به خدا مي داري: در برابر انتظاري كه از خدا داري.

    بِحِل كردن: حلال كردن، عفو و بخشش كردن.

    مرا مي داري: مرا نگاه مي داري، با من رفتار مي كني.

    حضرت: محل حضور، درگاه والا.

    حضرت سيمرغ: آنجا كه سيمرغ حضور دارد، بارگاه سيمرغ، كوه قاف.

    جولانگاه: جاي گردش و تاخت و تاز.

    عرض: آبرو، حيثيت.

    زحمت ما مي داري: مزاحم ما مي شوي.

    تقصير: كوتاهي كردن، خطا و گناه و قصور.

    پايه: مقام و مرتبه.

    به خدمت: در ازاء خدمت.

    عطا: بخشش.

    معاني ابيات غزل (449)

    (1) اي آنكه جدايي و دوري عاشقان را روا دانسته و چاكران خود را از پيش خود دور مي كني.

    (2) در برابر چشم داشتي كه تو هم به عنايت الهي داري، تشنه كام وادي عشق را با آب ديداري مدد رسان.

    (3) جانا، دلم را ربودي و تو را حلال كردم اما از دل من بهتر از من نگهداري و با او بهتر از من رفتار كن.

    (4) اگر تو جايز مي داني بدان اما، هم پياله هاي ديگر ما كه از جام ما باده مي نوشند براي ما قابل قبول و تحمل نيست.

    (5) اي مگس، بارگاه سيمرغ محل پرواز و تاخت و تاز تو نيست (با اين كار) هم آبروي خود را برده و هم ما را رنجيده خاطر مي كني.

    (6) تو به خاطر خطا و قصور خود از فيض اين درگاه محروم شده يي از دست چه كسي گله و ناله و براي چه داد و فرياد مي كني.

    (7) حافظ، در برابر خدمت و حسن عمل، از پادشاهان مقام و منصب طلب مي كنند. تو كه در اين راه كار و كوششي نكرده يي براي چه چشم داشت بخشش داري؟

    شرح ابيات غزل (449)

    وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن

    بحر غزل: رمل مثمّن مخبون اصلم

    ٭

    اين غزل نيز در خلال دو سال و كسري تبعيد حافظ و در يزد سروده شده است. شاعر در مطلع غزل خطاب به شاه شجاع او را معشوقي جفاكار خطاب مي كند كه عاشقان خود را از برِ خويش رانده و به فراق خود مبتلا مي سازد و در بيت دوم، خود را تشنه باديه مي نامد كه منظورش تبعيد شده به يزد است چرا كه شهر يزد در وسط كوير قرار دارد.

    شاعر در غربت از اينكه در غياب او در شيراز رقيبانش پست و مقام او را در دستگاه حكومتي شاه شجاع اشغال كرده اند به شدت احساس ناراحتي كرده و خطاب به شاه مي گويد: علي رغم رضايت تو، براي من اين كار قابل تحمل نيست. آنگاه بلافاصله در بيت بعد، به منظور ملايم تر كردن شيوه كلام و گلايه، خود را مگس خطاب كرده و خطاب به خويش مي گويد كه عرصه سيمرغ جولانگاه تو نيست (توضيحاً شاه شجاع در شعري خود را شاهباز و سيمرغ ناميده بود و اشاره حافظ به اين نكته است). سپس در دنباله آن گناه را خود به گردن گرفته و چنين مي سرايد: عالماً عامداً خود را از اين درگاه محروم كرده يي و ديگر ناله و فرياد تو بي مورد است.

    در بيت مقطع، حافظ تقاضاي مساعدت مالي و حقوق وظيفه خود را به صورتي ابراز مي دارد كه بر خدمت ناكرده و قصور خود اقرار داردو اين يك چشمه از رنديهاي حافظ است كه به اين صورت پرداخت مواجب خود را يادآوري مي كند.

    ٭٭٭
    شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

  3. با درود
    عرصه سیمرغ صحیح هست نه حضرت سیمرغ

  4. لطفا عرصه ی سیمرغ را جایگزین حضرت سیمرغ فرمایید .این خطا ها ی کوچک در گذر زمان به انبوهی از تحریفهای جبران ناپذیر تبدیل خواهد شد.بخصوص در فضای مجازی که مخاطبان بیشمارند و طالبان از سر تشنگی دانستن،سرک می کشندو طبعا اولین منبع را سریع جذب می کنند.
    از اطلاعات خوبتان سپاسگزارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.