خانه | دیوان حافظ | غزلیات | غزل ۲۰۰- دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

غزل ۲۰۰- دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند
ما از برون در شده مغرور صد فریب تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند
تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند
صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

 

غزل ۲۰۰

درباره حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

۴ دیدگاه

  1. هزاران بار تشکر از زحمات شما عزیزان غزلیات که خود هوش از سرما میبرند وصدای که غزل را میخواند روح از ما میبرند ولی از آنجای که سواد این حقیر بدان قدر کفایت نمیکند که معانی غزل را در ذهن خود تکرار درک کند ای کاش همان صدای دلنشین و روح روبا قدری هم در باب معنی غزل برایمان مگفت متشکر

  2. در سالهاي آخر حكومت شاه شجاع فشار متولّيان شريعت بر دربار او زياد شد و او را در اجراي دستورات شرع كاهل و خود نيز از جاده تقوا به دور بود به انتقاد گرفتند و در نتيجه با تهميدات تورانشاه مقرر گرديد كه او نيز مانند پدر ظواهر شرع را رعايت و از عيش ونوشهاي شبانه بپرهيزد، به اين سبب دستور داده شد كه در ميخانه را ببندند و نسبت به متجاهرين به فسق و شرابخواران حد شرعي و تعزيرات اجرا گردد . اين تغيير رويه چندان مطابق ميل حافظ وارسته نبود و اين غزل عكس العمل شاعر به سياست جديد حكومت شاه شجاع است.

    شاعر در مطلع غزل خود مضمون ظريفي را پياده مي كند و مي فرمايد چنگ و عود از راه دلسوزي مي گويند اگر مايليد شراب بنوشيد بي سرو صداي سازو آواز و در پنهاني بنوشيد زيرا محتسب و مأمورين شما را گرفته و در حق شما تعزيرات شرعي اجرا مي كنند. دربارة كلمه تعزير و تكفير در اين بيت عقايد مختلفي در ميان حافظ شناسان با دلايل مختلف وجود دارد كه همه نوشته و منتشر شده است .ليكن بايد گفت كه به موجب دستور شريعت كسي كه شراب نوشيده كافر نمي شود بلكه اگر شخصاً در زمان هوشياري اقرار به مسكرات كرده باشد و يا اينكه دو شاهد عادل بر شرابخواري او گواهي دهند حداكثر تا هشتاد ضربه حكم تعزير دربارة او اجرا مي شود و حافظ در مطلع غزل خود دستور احتياط را از زبان چنگ و عود اعلام و مي گويد در پنهاني شراب بنوشيد تا شاهدي نباشد كه در اين باره شهادت داده و شما را تعزير كنند.

    شاعر در بيت چهارم و به دنبال مطلب بالا مي فرمايد : مفتي هاي دين مي گويند اصلاً از عشق و عاشقي صحبتي به ميان نياوريد و حرفش را هم نزنيد چه رسد به اينكه عاشق شويد و در بيت سوم مي گويد اين مفتيان، آبروي هر چه عشق و عاشقي را مي برند و پير و جوان را با منع و سرزنش از اين كار باز مي دارند.

    شاعر در بيت پنجم با زبان ايهام گوشه يي به شاه شجاع مي زند و مي گويد ما از دور گول ظاهر سازي و فريبكاري را مي خوريم و نمي دانيم مقصود واقعي آنها چيستو خودشان در پشت پرده سياست چه حيله وتدبيري دارند؟

    و در بيت ششم مي گويد: شاه شجاع و ناصحان او به منزله افراد ناشي و سالكان تازه كاري هستند كه خيال پير مغان را پريشان مي كنند

    و در بيت هفتم مي گويد در جايي كه مي توان با حسن خلق و مردمداري خلق الناس را با خود موافق و همراه كرد (خوبان) يعني شاه شجاع و اطرافيانش در اين باره قصور مي ورزند و ناشيانه دست به سخت گيريهاي محتسبانه مي زنند.

    شاعر در هشتم و نهم غزل به تشريح اين مطلب مي پردازد كه عقيده هاي مردم براي مملكت داري متفاوت است بعضي سخت گيري و مراقبت را عامل توفيق و برخي مشيت الهي و سرنوشت محتوم را مؤثر مي دانند. علي اَيُّ حال هر چه باشد اين نكته مسلم است كه دنيا هر روز در حال تغيير و تحول است و برآن اعتمادي نيست.

    شاعر نتيجه و نظر قطعي خود را در مقطع غزل چنين بيان مي دارد كه مي بنوش كه از شاه گرفته تا مأمورين و مفتي ها و محتسب همه اهل ريا و فريبكاري اند.

    اين غزل يك تابلو روشن و واضحي از عقيده باطني اين شاعر دل آگاه و عارف جهان بين و واقف به حكمت شريعت و سالک راه طريقت است.

    (شرح جلالی بر حافظ / دکتر عبدالحسین جلالیان)

  3. غزلی لایه به لایه. که در هر لایه فکر می کنی که به معنا در رسیده ای .اما دوباره می بینی چیزی درون پرده تدبیر می شود .عجیب است این حافظ ، که می پذیرد راز پس راز می نشیند و تدبیر آگاهانه ما هرچه هوشمندانه باز هم خام دستانه است و بشر همیشه بی هوش است!

  4. تعبیر فال حافظ

    اینقدر به مال و ثروت خود مغرور نشو. به مال دنیا اعتمادی نیست هر آن می سوزد و از بین می رود. محبت و عشق را نمی توان با پول خرید. ثروت قلب را تیره می کند. برای عبادت نگو که معذورم تو هر چه داری از لطف خداست. همان هایی که در اطرافت هستند در زمان بدبختی تو را به نیم جو هم نمی خرند پس لااقل با خدا باش.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.