خانه | دیوان حافظ | غزلیات | غزل ۱۷۶- سحرم دولت بیدار به بالین آمد

غزل ۱۷۶- سحرم دولت بیدار به بالین آمد

سحرم دولت بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست که به کام دل ما آن بشد و این آمد
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

 

غزل ۱۷۶

درباره حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

۳ دیدگاه

  1. فضل الله شهيدي

    بنام او
    اينطورمي فهميم كه هنگام سحر حالتي خوش وملكوتي به حافظ دست داده و آنرا دولت بيدارناميده كه ببالينش آمده وگفته برخيز كه شهريار محبوب تو آمد آيا اين عشق يادولت بيداركه گاه گاه به اهل معرفت روي مياورد چيست؟ در اصل حالتي است غير قابل وصف به قول مولوي در وصف آن”هم قلم بشكست وهم كاغذ دريد”ولي با تمثيل وكنايه واشاره ازآن یاد ميكنند.
    وچنين است كه غزليات حافظ پر از استعاره و تمثيل و كنايه است هروقت اين عشق متعالي و ملكوتي درمقبلي ظهور كند خودرا مقرون معشوق ازلي احساس مكند در اين حال با كل جهان خلقت همسو وهم نفس ميشود زمان ومكان از نظرش محو يا بي اهميت ميگردد احساس شكوه وعظمت ميكند واين پرتوي از شكوه وعظمت پروردگاش است كه برسرش ميافتد احساس تجرد و يكتائي ميكند وشرك و وابستگي از وجودش رخت بر ميبندد فقط اتصال با محبوب ومعبود برايش مغتنم است كثيري از غزليات حافظ نشان ميدهد كه اينگونه حالات مبارك وميمون راگهگاه تجربه كرده ودر مواقع ديگراز درد فراق ناليده ومواقعي به طلب و تمنا روي آورده وغزليات زيادي را مي بينيدكه مبين اين سه حالت است اهل معرفت خدارااثبات نميكنند بلكه اورااحساس ميكنند
    چهار بيت اول اين غزل پيرامون همان حالت خوش وعشق متعالي است كه سحر گاهي به او دست داده وبعد يادي از عشق كمان ابروي زميني كرده و اورا همچون كبوتري ضعيف در مقابل شاهين انگاشته كه بايد نگران ربوده شدن باشد حافظ عشق زميني و عشق متعالي را غالبا به هم آميخته وظاهراتفكيكي قائل نشده واينجا با تمثيل كبوتروشاهين ايندو را ازهم متمايز كرده است ودر بيت بعد ظاهرا با توجه به همان كاميابي درسحرگاه ميگويد دشمن رفت و دوست آمد ودر بيت بعد ميگويد(ولي) ابر بهارچون بدعهدي روزگاررامي بيند بر سمن وسنبل ونسرين ميگريد…
    خواندن وشنيدن شعر حافظ فكرواحساسات انسانرا اوج ميدهدو تلطيف ميكند و هرچه ذوق وخلوص ما بيشتر باشد تاثيرش هم بيشتر است

  2. نتيجه تفال :
    1- خواجه در بيتهاي 5-6-7 فرمايد (پرنده دل بار ديگر هواخواه محبوبي هلال ابروست اي کبوتر دل بنگر که باز شکاري به صيد کردن تو آمده است ) ( اي ساقي باده بده و از براي دشمن و دوست غم مخور زيرا رفتن دشمن و آمدن دوست بر رفق مراد ماست ) ( چون اب ربهاري شيوه پيمان شکني و بي وفايي روزگار را در پژمرده شدن گلزار ديد برحال ياسمن و سنبل و نسرين گريه کرد )
    2- اين نيت برشما مبارک باد که اين نيت با توکل به خداوند و شکيبايي عملي مي گردد لذا بر دقت و تلاش خود بيفزاييد
    3- اگر بادقت و سرعت با علاقه عمل نکنيد به مقصد نمي رسيد چون رقيبان درکمين هستند لذا هوشيار باشيد اسرار درون را با نااهلان در ميان مگذاريد و مواظب اطراف خودباشيد که سخت حسودان در تلاشند .
    4- مژدگاني بنده اين است که اولاً برايم دعا کنيد ثانياً اين کتاب را به همه معرفي نماييد چون نيت شما عالي است وبه زودي شاهين موفقيت بربام منزل شما آشيانه خواهد گرفت
    5- جنابعالي از نيژگيهاي زير برخورداريد خوشگذران با محبت صميمي با نمک اهل سوال خيرخواه ديگران سخاوتمند هوسباز طناز و زيبا شيک پوش بي ريا خوش بين قدر شناس متعادل عشوه گر با ايمان
    6- مسافر درحال تغيير و تحول مي باشد و جنابعالي سه فرزند درطالع داريد همسرتان مهربان است و خيلي درمقابل بد اخلاقيهاي جنابعالي تحمل مي کند لطفاً از دخالت ديگران در زندگي خانوادگي خودداري کنيد و زندگي راحت خود را دچار تزلزل نسازيد حسودان درکمين و سخن چينان حيله گرند
    7- رنگ ليمويي يا کرم را به شما توصيه مي کنم که علاوه بر اينکه برازندگي شمارا دو چندان م يکند با عث آرامش و نشاط و سبب گرمي و مهر و محبت مي شود و از وسواس و اضطراب و ترديد جلوگيري مي کند .
    http://hafezdivan.blogpars.com/?blogname=hafezdivan&postarch=217&tpl=

  3. معانی لغات غزل 176
    دولت: بخت و اقبال و کام”اری .
    دولت بیدار:بیدار صفت دولت وبخت است ، در برابر دولت و بخت خفته که خفته صفت دولت وبخت است. بالین: بالش بزرگ ، بالشت بزرگ ، کنایه از دوشک و تُشک و در اینجا به معنی بستر است
    .خسرو:خسرو عاشق شیرین ، شاه .
    شیرین : معشوق خسرو که دختری از نژاد ار منی بود ، خوش حرکات و دلپذیر .
    در کشیدن : سر کشیدن ، نوشیدن . سَرخوش : شادان و مست و شنگول.
    به تماشا بخرام: به سیر و گشت و گذار بپرداز و اطراف را تماشا کن .
    آیین : قاعده و قانون ، شیوه و رفتار ، سیرت ، طبع ، رسم ، عرف وعادت .
    مژدگانی : اِنعام برای خبر خوش .
    خلوتی : خلوت نشین ، گوشه گیر ، مجرد .
    خلوتی نافه گشای : گوشه گیری که در کلامش مشکل گشا و سخن راه گشا باشد.
    صحرای ختن : تاتارستان و ترکستان شرقی و محل زندگی آهوانی که نافه مشک ختن دارند .
    گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد : گریه آب و طراوات به چهره محنت رسیدگان سوخته دل باز آورد و آنها رنگ و آب طراوتی باز یافتند.
    هوادار : طرفدار ، مشتاق.
    کمان ابرو: ابرو کمانی ، یاری با ابروان منحنی مانند کمان .
    شاهین:پرنده گوشتخوار ، عقاب کوچک ، باشه ، باز.
    ریاحین: جمع ریحان ، اِسپَر غم ها ، کنایه از گلهای باز.
    معانی ابیات غزل(176 )
    (1) به هنگام سحر ، بخت وطالع بیدار بر بستر من حاضر شد و گفت برخیز که آن پادشاه شیرین حرکات باز گشت . (2) (بر خیز) و صبوحی بزن و شاد و شنگول برای تماشا روان شو تا ببینی که محبوبت با چه رسم و رفتار فرّ و شکوه باز آمده است (3) ای گوشه نشین مشکل گشا و باارزش ، مژدگانی به من بده که از صحرای ترکستان آهوی مشک دار وارد شد. (4) اشک بر چهره سوخته دلان محنت زده آب و رنگ و طراوت دوباره بخشید و ناله به داد دل عاشق بیچاره رسید.(5) دوباره مرغ دل به سوی معشوق کمان ابرویی میل دارد. ای کبوتر دل مراقب باش که این شاهین شکاری است.(6) ساقی شراب بده و از دشمنان و دوستان در اندیشه مباش چرا که چنانچه آرزو داشتیم دشمن رفت و دوست بازآمد.
    (7) به هنگامی که ابر بهاری ، بی مهری و رسم بی وفایی روز گار را مشاهده کردبه حال سمن و سنبل و نسرین باغ گریه کرد و اشک بارید. (8) آنگاه که نسیم صبا ، گفته حافظ را از زبان هزار دستان شنید در حالی که مشک بیزان بود به تماشای سبزه وریحان آمد .
    شرح ابیات غزل (176)
    وزن : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
    بحر غزل : رمل مقمّن مخبون اصلم
    *
    این غزل درروزهای اول ورود مجدد شاه شجاع به شیراز پس از فراری شدن شاه محمود یعنی در ماه ذیحجّه 767 سروده شده است و می توان ردیف یکی از بهترین غزلها و شاهکارهای حافظ به حساب آوردزیرا دارای مشخصّات وویژگیهایی به شرح زیر است:
    1- قالب ظاهری غزل عاشقانه و یکدست و از لحاظ وزن و ردیف و قافیه و مضامین به کار گرفته شده کاملاً با دستگاههای آواز موسیقی ایرانی تناسب دارد و این محسّنات سبب می شود که تا زبان فارسی و موسیقی ایرانی زنده است ، زنده و برزبانها جاری و نام سراینده را جاوید نگهدارد .
    2- آز انجایی که حافظ در دیوان شعرای ماقبل و در اشعار شعرای معاصر خود غور وبررسی کامل و مضامین زیبا را دست چین و انتخاب می کرده و به مانند نگین جواهر ، مضامین زیبا را بار دیگر در حالت و کیفیّت بهتر و برتری تراش کاری کرده است. ودر غزلهای خود در معرض قضاوت دیگران قرار می داده است ،این غزل نمونه بازر این هنر حافظ است که می توان به عنوان شاهد این هنر معرفی کرد . حافظ بدون شک مثنوی های نظامی را به دقت مطالعه و به کمک هوش و حافظه اعلای خود ، مضامین زیبای آن را دست چین و تعدادی از آنها را در این غزل عاشقانه به سبب کمال تناسبیکه موجود بوده است بازگو کرده که به شرح آن می پردازیم .
    الف- از شروع غزل تا سه بیت ، حافظ از مضامین نظامی در خسرو شیرین بهره برده و غزل عاشقانه خود را بدان می آراید .در بیت نخست ، آوردن عنوان خسرو شیرین برای معرّفی محبوب خود عنوان مناسبی است زیرا هم کلمه خسرو وهم شیرین دارای معنایِ در خور انتساب به محبوب ومعشوق است . خسروبه معنای شاه و شیرین باز گو کننده شیرین حرکات و شیرین کلام و شیرین رفتار است و از طرف دیگر ایندو نام مشهور قهر مانان یک عشق بزرگ داستانی زبان فارسی است که نظامی ،داستان آن را به شعر کشیده است .
    ب- در بیت دوم حافظ می فرمایدکه بلند شو و قدحی درکش و ببین که شیرین با پای خود به دیدارت آمده است . و این اشاره واضحی است به آمدن شیرین با پای خود به دیدار خسرو که در داستان خسرو و شیرین توسط نظامی به بهترین و شیرین ترین بیان باز گوشده است . از طرفی دیگر حافظ با گفتن ( تا ببینی که نگارت به چه آیین آمده ) اشاره واضحی دارد به شکوه و جلال آوردن شیرین به حضور خسرو که نظامی به شعر کشیده ومی گوید : هزار شتر سیاه چشم سرخ موی و هزار اسب بازین ولگام زرّین و هزار کنیز زیبا روی برای آوردن شیرین توسط خسرو فرستاده شد .
    ج-در بیت سوم شاعر می گوید ، ای خلوتی نافه گشای، یعنی ای شاپور ندیم خسرو که مژده آمدن شیرین را به او داد و مژدگانی طلب کرد . و آنها که این داستان را خوانده اند از این تناسب کلام و ایهام موجود کمال لذّت را می برند و مختصر داستان چنین است که خسرو قصد دیدن دیدار شیرین را می کند و به سوی او می رود و شیرین دفعه اول خسرو را از خود می راند بعد پشیمان شده خود به سوی شکار گاه خسرو می رود و شاپور گماشته خسرو را می بیند و با سرعت به خوابگاه خسرو رفته او را از خواب بیدار کرده می گوید که مژده بده که شیرین با پای خود به دیدار او آمده است و خسرو از این مژده بسیار خوشحال شده و به شاپور چنین می گوید :
    ستایش کرد بر شاپور بسیار که ای من خفته و بختم ، تو بیدار
    د-در بیت چهارم حافظ می فرماید گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد و این یادآوری گریه وزاریهای فرهاد در داستان خسرو وشیرین به تفضیل در این باره سخن رفته است .
    ﻫ -در بیت پنجم حافظ با آوردن کلمه باز و شاهین به تشبیهات در داستان خود چه نظامی بارها در مثنوی خود خسرو را باز شکاری و شاهین و شیرین را کبوتر و کبک نامیده است که دو بیت آن یاد آور می شود :
    نه مهمانی تو ای باز شکاری طمع داری به کبک کوهساری
    کبوتر بچه چون آید به پرواز زچنگ شه فُتَد در چنگل باز
    همینطور ابیات 6، 7و 8 این غزل از مضامین و خط سیر داستان خسرو شیرین نظامی و آب وهوای تشبیهات آن بهره مند است . به عنوان مثال آنجا که حافظ می فرماید : ( مرغ دل باز هوادار کمان ابرویی ست ) تشبیه دل به مرغ ، از نظامی است که مخزن الاسرار می گوید :
    با قفس ِ قالب از این دامگاه مرغ دلش رفت به آرامگاه
    3- مقصود و منظور اصلی شاعر از سرودن این غزل نه وصف بهار و نه بازگو کردن مضامین و نکات داستان خسرو شیرین نظامی است بلکه این هم از حسن سلیقه مهارت و تسلّطی است که شاعر در کار خود دارد.و هدف اصلی او تبریک به شاه شجاع است ودر بافت جملات و تشبیهات ظاهری غزل ایهامات و تعبیراتی دیگر نیز نهفته و ساخته و پرداخته شده است که شاعر پس از مدّت چند سال تحمّل حکومت شاه محمود و دوری شاه شجاع ، در بیت مطلع غزل می گوید:

    بخت بیدار من سحر گاه به بالین آمد وگفت از جای بر خیزکه شاه شجاع باز گشت و در بیت دوم می گوید برخیز و صبوحی را بزن و برای تماشا بیرون بخرام و نگاه کن و ببین که محبوب تو شاه شجاع با چه تشریفاتی و کبکبه یی به شیراز مراجعت کرده است . در بیت سوم می فرماید : دولت بیدار که به بالینم آمده بود به من گفت که ای خلوت نشین ِ فعّال و ای عنصر مؤثری که پاره یی اقدامات تو در این مدت سبب نافه گشایی و باز گشت شاه شده است به من مژدگانی بده زیرا آهوی مشکین یعنی شاه شجاع به صحرای ختن شیراز برگشته است . در این بیت هاله هایی از اشارات وایهاماتی به چشم می خورد که می رساند حافظ یکی از کار گزاران دقیق ومؤثر دربار شاه شجاع بوده و در یکی دو غزل دیگر که شاه شجاع از شیراز دور بوده همانند این ایهام ( خلوتی نافه گشای ) را شاعر در غزلهای خود گنجانیده است .
    شاعر در بیت چهارم اثر گریه و استغاصه و دعا را باز گو کرده و در بیت پنجم مبادرت به یک پیش بینی و پیشگویی می کند که بسیار با معنا و نشانه بر این است که حافظ شاه شجاع را کما هُوَ حقّه می شناخته و می دانسته (آنکه روزم سیه کند این است ) چرا که در این بیت می گوید این مرغ دلم هنوز از کسی هواداری می کند که در دست کمان کشیده ای برای شکار دارد و به دل خود می گوید: ای کبوتر نگرانباش که شاهین آمد . و همانطور که می دانیم شاه شجاع در ثلث آخر دوره حکومت خود به مخالفین را راضی کند به قول عیبد زاکانی : گربه شد عابد و مسلمانا و در قدم اول دوست وفادار و یکر نگ و بی ریای خود حافظ را که متهم فسق و کفر گویی بود فدا کرد. نخست از او کناره گیری و سپس او را به یزد تبعید و در بازگشت هم چندان روابط صمیمانه یی با او نداشت . شاعر در بیت ششم از اینکه شاه محمود رفته و شاه شجاع باز گشته است اظهار مسرت و محمود را دشمن و شاه شجاع رازیر نام دوست یاد می کند که می رساند هنوز به آینده خود و بازگشت اوضاع امیدوار است . شاعر در بیت مقطع متوجه زیبایی کلام خود و خوش آهنگی غزل سروده شدهخود گردیده و می فرماید تا بلبل باغ این غزل را بر خواند ، باد صبا عنبر افشان به تماشای گل و ریحان باغ آمد .
    اینک می توان به این نکته اذعان کرد که حافظ تنها شاعر هنر مندی بزرگ و فاضلی چیره دست در لسان عربی و فارسی است که می توان اشعار او را به نام آیات محکمات قرآن فارسی زبانان به حساب آورد.
    شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.