رباعیات
-
رباعی شمارهٔ ۵۴
عاشق همه سال مست و رسوا بادا دیوانه و شوریده و شیدا بادا با هشیاری غصهٔ هرچیز خوریم چون مست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۳
عاشق شب خلوت از پی پی گم را بسیار بود که کژ نهد انجم را زیرا که شب وصال زحمت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۲
طنبور چو تن تن برآرد به نوا زنجیر در آن شود دل بیسر و پا زیرا که نهان در زهش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۱
زنهار دلا به خود مده ره غم را مگزین به جهان صحبت نامحرم را با تره و نانی چو قناعت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۰
دیدم در خواب ساقی زیبا را بر دست گرفته ساغر صهبا را گفتم به خیالش که غلام اوئی شاید که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۹
دود دل ما نشان سوداست دلا و اندود که از دل است پیداست دلا هر موج که میزند دل از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۸
دل گفت به جان کای خلف هر دو سرا زین کار که چشم داری از کار و کیا برخیز که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۷
دستان کسی دست زنان کرد مرا بیحشمت و بیعقل روان کرد مرا حاصل دل او دل مرا گردانید هر شکل…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۶
در سر دارم ز می پریشانیها با قند لب تو شکرافشانیها ای ساقی پنهان چو پیاپی کردی رسوا شود این…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۴۵
در چشم ببین دو چشم آن مفتون را نیک بشنو تو نکتهٔ بیچون را هر خون که نخوردهست آن نرگس…
بیشتر بخوانید »