رباعیات
-
رباعی شمارهٔ ۸۲۴
مگذار که غصه در میانت گیرد یا وسوسههای این جهانت گیرد رو شربت عشق در دهان نه شب و روز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۲۳
معشوقه خانگی بکاری ناید کو عشوه نماید و وفا ننماید معشوقه کسی باید کاندر لب گور از باغ فلک هزار…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۲۲
معشوقه چو آفتاب تابان گردد عاشق به مثال ذره گردان گردد چون باد بهار عشق جنبان گردد هر شاخ که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۲۱
مطرب خواهم که عاشق مست بود در کوی خرابات تو پابست بود گر نیست بود شاه و گر هست بود…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۲۰
مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود بس پردهنشین که ضال و گمراه شود ور چاه زنخدانت ببیند یوسف آید که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۱۹
مستان غمت بار دگر شوریدند دیوانه دلانت سر مه را دیدند آمد سر مه سلسله را جنبانید بر آهن سرد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۱۸
مرغی ملکی زانسوی گردون بپرد آن سوی که سوی نیست بیچون بپرد آن مرغ که از بیضهٔ سیمرغ بزاد جز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۱۷
مرغی که ز باغ پاکبازان باشد هم سرکش و هم سرخوش و شادان باشد گر سر بکشد ز سرکشان میرسدش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۱۶
مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد عالم عالم جهان جهان راز آورد چندان به همه سوی جهان بیرون شد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۸۱۵
مردیکه بهست و نیست قانع گردد هست و عدم او را همه تابع گردد موقوف صفات و فعل کی باشد…
بیشتر بخوانید »