مثنوی معنوی
-
بخش ۶۰ – تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را
گفت پیغامبر مر آن بیمار را چون عیادت کرد یار زار را که مگر نوعی دعایی کردهای از جهالت زهربایی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۹ – دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلومتر گردد
گفت آن طالب که آخر یک نفس ای سواره بر نی این سو ران فرس راند سوی او که هین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۸ – خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان
محتسب در نیم شب جایی رسید در بن دیوار مستی خفته دید گفت هی مستی چه خوردستی بگو گفت ازین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۷ – حمله بردن سگ بر کور گدا
یک سگی در کوی بر کور گدا حمله میآورد چون شیر وغا سگ کند آهنگ درویشان بخشم در کشد مه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۶ – به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود
آن یکی میگفت خواهم عاقلی مشورت آرم بدو در مشکلی آن یکی گفتش که اندر شهر ما نیست عاقل جز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۵ – عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد
گفت با دلقک شبی سید اجل قحبهای را خواستی تو از عجل با من این را باز میبایست گفت تا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۴ – دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا
چون پیمبر دید آن بیمار را خوش نوازش کرد یار غار را زنده شد او چون پیمبر را بدید گوییا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۳ – حکایت
خانهای نو ساخت روزی نو مرید پیر آمد خانهٔ او را بدید گفت شیخ آن نو مرید خویش را امتحان…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۲ – گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی میکن
سوی مکه شیخ امت بایزید از برای حج و عمره میدوید او به هر شهری که رفتی از نخست مر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵۱ – رجعت به قصهٔ مریض و عیادت پیغامبر علیه السلام
این عیادت از برای این صلهست وین صله از صد محبت حاملهست در عیادت شد رسول بی ندید آن صحابی…
بیشتر بخوانید »