مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۵

چون ساز کند عدم حیات افزائی گیری ز عدم لقمه و خوش می‌خائی در می‌رسدت طبق طبق حلواها آنجا نه…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۴

چون خار بکاری رخ گل می‌خاری تا گل ناری بر ندهد گلناری فعل تو چو تخم و این جهان طاهون…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۳

چون جمله خطا کنم صوابم تو بسی مقصود از این عمر خرابم تو بسی من میدانم که چون بخواهم رفتن…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۲

چندان گفتی که از بیان بگذشتی چندان گشتی بگرد آن کان گشتی کشتی سخن در آب چندان راندی نی تخته…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱

چشم مستت ز عادت خماری افغان که نهاد رسم تنها خواری چون می مددیست ای بخیلیت چراست می می نخوری…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۰

چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی گر دلبندی هزار خون کردستی از پای درآمد دل و دل پای نداشت از…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۹

چشمان خمار و روی رخشان داری کان گوهر و لعل بدخشان داری گیرم که چو غنچه خنده پنهان داری گل…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۸

جانم دارد ز عشق جان‌افزائی از سوداها لطیفتر سودائی وز شهر تنم چو لولیان آواره است هر روز به منزلی…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۷

جان روز چو مار است به شب چون ماهی بنگر که تو با کدام جان همراهی گه با هاروت ساحر…

بیشتر بخوانید »
دیوان شمس

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۶

جان دید ز جانان ازل دمسازی می‌خواهد کز من ببرد هنبازی این بازیها که جان برون آورده است ما را…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا