حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۰- درد عشقی کشیده‌ام که مپرس

درد عشقی کشیده‌ام که مپرس زهر هجری چشیده‌ام که مپرس گشته‌ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده‌ام که مپرس…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۱- دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان ز او شده‌ام بی سر و سامان که مپرس کس…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۲- بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در میکده…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۳- اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش

اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش حریف خانه و گرمابه و گلستان باش شکنج زلف پریشان به دست باد مده…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۴- به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش

به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش به بوی گل نفسی همدم صبا می‌باش نگویمت که همه ساله می…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۵- صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش

صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش طامات و شطح در…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۶- باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

۱ باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش ۲ ای دل اندربند زلفش…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۷- فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

۱ فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش ۲…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۸- شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش سماط دهر…

بیشتر بخوانید »
غزلیات حافظ

غزل ۲۷۹- خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش

خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش خداوندا نگه دار از زوالش ز رکن آباد ما صد لوحش الله که عمر خضر…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا