نوشته آستان جانان اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>در این پادکست از تاریخ و سرگذشت موسیقی ایران میگیم. از ماجرا و پشتصحنهی انتشار آلبومها. از داستان خلق آهنگها و ترانههای ماندگار. و از زندگی بزرگان و افراد تاثیرگذار این موسیقی.
پروندهی «دستان» منتشر شد.
«دستان» از جهات بسیاری مهمترین همکاری محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان است.
در این قسمت رفتهایم به سراغ این آلبوم مهم و تاریخی و در کنار صحبت از قصه و ماجرای ساخت آلبوم از زبان خود مشکاتیان، به کمک کارشناسهای برنامه، از آهنگسازی مشکاتیان در این کاست صحبت کردهایم. از چکاد تا بازنوازی دخترک ژولیده و تنها تصنیف نوار دستان. از منبع الهام مشکاتیان برای ساخت چکاد صحبت کردهایم و جزییات کار مشکاتیان و آهنگسازی او در نوار دستان را در خلال صحبتهای کارشناسها، بررسی تحلیلی و آنالیز کردهایم. از نغمهپردازی تا تنظیم و چندصدایی قطعات مشکاتیان در این نوار.
در این اپیزود نگاهی هم داشتهایم به اهمیت قطعهی دخترک ژولیده و علینقی وزیری در موسیقی ایران.
نوشته آستان جانان اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته سرآغاز داستان رستم و سهراب اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>کتاب صوتی «رستم و سهراب»، اثر مشهور ابوالقاسم فردوسی به شکل نمایشنامهی شنیداری است. گزینش و تنظیم این اثر توسط ابوالحسن تهامی (۱۳ مرداد ۱۳۱۷ تهران) مدیر دوبلاژ ایرانی صورت گرفته است. در کتاب شاهنامه داستانهای جذاب و شگفت انگیز بسیارند، اما داستان رستم و سهراب از همهی داستانهای این کتاب مشهورتر است و ایرانیان در سرتاسر قرون و اعصار به خواندن و شنیدن آن اشتیاق داشتهاند؛ هر نگارگری از آخرین صحنه ی این داستان تابلویی کشیده است و بسیار هنرمندان این داستان را به صحنه ی تئاتر برده و یا بر پردهی سینما به نمایش در آوردهاند، و مردم همه جا به استقبال این آثار رفتهاند. در روزگاران پیشتر نقل رستم و سهراب آزمونی برای هنرنمایی نقالان بود و نقال خوش صدای هنرمند میتوانست شبهای بسیار مردم را به قهوه خانه بکشاند و با عظمت کلام فردوسی مخاطبان خود را مسحور و مجذوب کند.
شاهنامه سند ملیت و افتخار ما و یکی از بزرگترین میراث های بشری ست. به جز ایران و یونان کشورهای دیگر دارای چنین اثر شکوهمندی نیستند. هر شهزادهی جوانی که سلطنت آیندهی ایران را در طالع خود نوشته میدید، ساخت مجلدی زیبا و جلوهفروش از شاهنامه را به زبدهی هنرمندان کشور سفارش میداد و ماهرترین خطاطان و چیرهدستترین نگارگران و صفحهآرایان چند سالی وقت و همت صرف میکردند تا شاهکاری بیبدیل برای شاهزادهی جوان بسازند. از این رهگذر بود که شاهنامههای معروف بایسنقری، شاه اسماعیلی و شاه تهماسبی و … با صرف هزینهی بسیار فراهم آمدند. در این کتاب بزرگ داستانهای جذاب و شگفت انگیز بسیارند، اما داستان رستم و سهراب از همه ی داستان های شاهنامه مشهورتر است و ایرانیان در سرتاسر قرون و اعصار به خواندن و شنیدن آن اشتیاق داشته اند؛ هر نگارگری از آخرین صحنه ی این داستان تابلویی کشیده است و بسیار هنرمندان این داستان را به صحنهی تئاتر برده و یا بر پردهی سینما به نمایش در آوردهاند، و مردم همه جا به استقبال این آثار رفتهاند. در روزگاران پیشتر نقل رستم و سهراب آزمونی برای هنرنمایی نقالان بود ونقال خوش صدای هنرمند می توانست شبهای بسیار مردم را به قهوه خانه بکشاند و با عظمت کلام فردوسی مخاطبان خود را مسحور و مجذوب کند. کوشش نیز در همان راستا و برای انتقال کلام فردوسی به مشتاقانیست که شاید دوستتر دارند این بخش از میراث ادبی ما را به هنگام رانندگی و از دستگاه صوتی خودروی خود بشنوند، و یا در وقتی مناسب با دیگر اعضای خانواده به آن گوش بسپارند. در این کوشش شنیداری، روایت رستم و سهراب مانند صدای فیلمی در نظر گرفته شده و از جلوه های صوتی برای ایجاد فضاهای مختلف بزم و رزم آن استفاده شده است. اجرای نقش اشخاص داستان به صداپیشگان نامدار واگذار شده که صدایشان سالهای سال است در دوبلهی فیلمها و از دهان هنرمندان سینما شنیده میشود،
گفتنی است که این نوشتار با داستان رستم و سهراب در شاهنامه اندکی اختلاف دارد. تعداد ابیات این داستان در شاهنامهها کمی بیش از یک هزاربیت است حال آن که تعداد ابیات در این کار به ۸۵۰ بیت می رسد. یعنی که برای تنظیم این کار نزدیک به ۱۶۲ بیت از اشعارشاهنامه حذف شده است. اما منظور از حذف این ابیات – ضمن آن که از تمامیت داستان چیزی نکاسته – برای کوتاه کردن زمان بخش شنیداری و سرعت بخشیدن به آهنگ پیشرفت آن بوده است . از جمله بخشهای حذف شده یکی مربوط به اسب گزینی سهراب و دیگری مربوط به عشق یک سویهی سهراب به گردآفرید است. گفتنی است که دانشوران مصحح شاهنامه این دو بخش را از سرودههای فردوسی نمیدانند و از افزودههای کاتبان میشمارند.
به ضرورت اجرای نمایشی گاه بخشی از یک بیت را راوی و بخش دیگر را یکی از شخصیت ها بیان می کند. تنظیم کننده بر این کار اصرار داشته تا تعلق این کار به شاهنامه را گام به گام حفظ کند و آن را از صورت کامل یک نمایشنامهی رادیویی بیرون بیاورد.
نوشته سرآغاز داستان رستم و سهراب اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته خیام و فیتزجرالد اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>ادوارد فیتزجِرالد هفتمین نفر از هشت فرزند و بااستعدادترینِ همه بود، و در اوج رفاه بزرگ شد. او در سال ۱۸۳۰ از دانشگاه کمبریج فارغالتحصیل شد.
فیتزجرالد، علیرغم دوستان زیاد، فردی تنها و منزوی بود، و این حالاتی بود که احتمالاً در انتخاب رباعیهای خیام برای ترجمه اثر داشت، زیرا درونمایهٔ بیثباتی و گذرا بودنِ زندگی در ترجمههای او به چشم میخورد.
فیتزجرالد در سال ۱۸۵۹ رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرد، و این کارِ وی سهم بسزایی در آشنا کردن چهرهٔ خیام با غربیها داشت. اما فیتزجرالد در ترجمههایش چهرهای حقیقی از خیام به دست نمیدهد. این گفتهٔ خودِ فیتزجرالد است که میگوید: «شک دارم که جز ترجمهای بس یکسویه از عمر خیام به دست دادهباشم؛ لیکن آنچه من انجام میدهم فقط بهصورت حبابی در سطح آب پدید میآید و میشکند».
نوشته خیام و فیتزجرالد اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته ویژهنامه برنامه کتاب باز برای حافظ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته ویژهنامه برنامه کتاب باز برای حافظ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته بررسی تصوف عابدانه و عرفان عاشقانه در غزلیات حافظ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>چکیده: تصوف که در آغاز شامل مفاهیمی خشک و ریاضتهایی سخت بود، در قرن سوم با پذیرفتن «محبت» به عنوان یکی از ارکان محوری، رنگ عاشقانه پذیرفت. با ورود عرفان و تصوف به عرصه ادبیات، گروهی به تدوین اصول تصوف عابدانه در آثارشان می پردازند و عده ای آثاری سراسر عرفانی همراه با شور و شوق عاشقانه پدید می آورند. در این میان حافظ مبدع مکتبی است که از اصول عرفان عاشقانه به همراه نگاهی انتقادی به تصوف عابدانه شکل گرفته است و از آن به مکتب رندی تعبیر می شود. اما اشعار حافظ را نمی توان یکسره از تصوف عابدانه تهی دانست. حافظ ضمن پذیرفتن تأثیری عظیم از مفاهیم قرآنی و تضمین ها و تلمیح های فراوان به آیات قرآن، در ابیات بسیاری عبادت، دعای صبح و آه شب، اصول اخلاقی تصوف و اندیشه های دیگری از تصوف عابدانه را نه با ابهام و بیانی رندانه و دوپهلو، بلکه به روشنی و به قصد تعلیم و توصیه به مخاطب خود، بیان می کند.
نوشته بررسی تصوف عابدانه و عرفان عاشقانه در غزلیات حافظ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته آقای نی، یادی از استاد حسن کسایی اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>
ساسان سپنتا می نویسد: « اولین باری که به طور حضوری نوای نی استاد کسائی را شنیدم شصت و چهار سال پیش ( سال ۱۳۲۷) بود. آن جلسه اولین اجرای تکنوازی ایشان روی صحنه بود که در تالار مؤسسه ی هنری تئاتر اصفهان برگزار شد. آن شب در ابتدا مرحوم ناصر فرهمند مؤسس تئاتر ، آقای کسائی را معرفی کرد و سپس ایشان در حالی که نی را در دست داشتند با وقار و آراستگی روی صحنه ظاهر شدند. ایشان در عنفوان جوانی بودند و با ضربی ها و چهار مضراب های مناسب قطعاتی در دستگاه همایون اجرا کردند. من در آن سال ها دوران نوجوانی خود را طی می کردم و به فرا گرفتن موسیقی مشغول بودم و با دقت تمام اجرای ایشان را زیر نظر داشتم. ایشان با آرامش جمله پردازی های سنجیده ی موسیقی را اجرا کردند که با سکوت های مناسب بین جمله ها توأم بود. روند ملودی دلنشین و نت های اجرایی ژوست (درست) اجرا می شد. از همان زمان معلوم بود که هنرمندی با خلاقیت و خوش سلیقگی، با تکنیکی مطلوب در موسیقی در حال ظهور است» (۴).
کسائی در تکامل نوازندگی خود با استفاده از آثار به جای مانده ی نایب اسدالله در سبک و شیوه ی او بسیار کوشید و به سبب ذوق و غریزه ی ذاتی باعث شد این ساز حال و هوای دیگری یابد و در میان سازهای ایرانی، جای مخصوص خویش را باز کند. در سال ۱۳۲۲ یعنی در پانزده سالگی بود که برای اولین بار صدای سازش با اجرای چهار مضراب « زنگ شتر» ساخته ی ابوالحسن صبا از رادیو به صورت زنده بخش شد. صبا که خود در آنجا حاضر بود و بعد از ایشان برنامه داشت، از نواختن « زنگ شتر» با نی بسیار متعجب شد و او را در آغوش گرفت و به او گفت فکر نمی کردم با ساز نی بشود « زنگ شتر» را اجرا کرد (۵) .
درک محضر ابوالحسن صبا و شاگردی او، فرصت بسیار مغتنمی بود تا کسائی جوان به دقیق ترین و ظریف ترین زوایای موسیقی ایرانی آشنا شود و از آن پس با بهره گیری از دیگر هنرمندان طراز اول موسیقی، سخت کوشی و مرارت بسیار، استعداد فوق العاده و مطالعه ی مستمر بر روی ساز و آواز استادان موسیقی، همچنین مطالعه بر روی موسیقی سایر ملل، موسیقی نواحی مختلف ایران و حتی موسیقی عامیانه ، موفق به تکوین سبک نوین نی نوازی در دوران معاصر گردید. کسائی در اوایل دهه ی سی، به ساز سه تار نیز گرایش پیدا کرد و از تجربیات ابوالحسن صبا ، عبدالحسین صبا ( برادر بزرگ ابوالحسن خان) و ارسلان درگاهی، نکته ها آموخت، همچنین بر اثر همنوازی با سه تار احمد عبادی و تار جلیل شهناز، به شیوه ای منحصر به فرد در نواختن سه تار دست یافت(۲).
او نی را برای اولین بار در سال ۱۳۲۹ به ارکستر برد و با ارکستر رادیو ارتش اصفهان همراهی خود را شروع کرد. در سال های بعد با ارکسترهای متعدد رادیو به سرپرستی هنرمندانی چون: ابوالحسن صبا، حسین یا حقی، حبیب الله بدیعی، محمد میر نقیبی، همایون خرّم و دیگران به فعالیت خود در این زمینه ادامه داد (۲).

کسائی به دعوت داوود پیرنیا از اولین گل های جاویدان (۱۳۳۵)، همکاری خود را با این سلسله برنامه آغاز نمود و در بسیاری از برنامه های رادیویی به اجرا و ارائه ی هنر نی نوازی پرداخت و بسیار مورد توجه و عنایت شنوندگان قرار گرفت. او تا سال ۱۳۵۷ که در« گلچین هفته» شرکت نمود، با این سلسله برنامه همکاری داشت. از سال ۱۳۴۴ پس از ازدواج با همسری که نیمه ی دوم عمر هنری خود را مدیون اوست، بیش تر به فعالیت خود در رادیو اصفهان ادامه داد : تکنوازی، همنوازی، آهنگسازی، سرپرستی در ارکستر رادیو، ریاست شورای موسیقی رادیو ، تدریس در مرکز فرهنگی رادیو اصفهان و تدریس در دانشگاه فارابی اصفهان. کسائی به همراه مرتضی نی داوود و حسین تهرانی در سال ۱۳۵۱ از وزارت فرهنگ و هنر نشان لیاقت هنری دریافت نمود. او در سال ۱۳۵۳ به اجرای ردیف موسیقی ایران با سه تار و آواز پرداخت ( رادیو اصفهان) ، و در اجراهای صحنه ای متعدد شرکت نمود (۱) .
کمپانی C.B.S فرانسه در سال ۱۳۵۴ اثری از او در مایه های شور و ماهور به همراه تنبک جهانگیر بهشتی ضبط و در تمام نقاط جهان منتشرکرد. این اثر به همراه دیگر آثارمنتشر شده از طرف سازمان یونسکو و آثار موجود در آرشیو های موسیقی کشورهای مختلف، برای او پی آمد شهرت جهانی داشت، اما متأسفانه کسائی به دلیل درون گرایی محض ( که شاید از مختصات ساز او، موسیقی ایرانی و حتی موسیقی مشرق زمین باشد) ، هرگز دعوت مجامع مختلف جهانی را ( از دهه ی سی تا هشتاد) نپذیرفت و بر اثر بی توجهی مسئولان و ترویج موسیقی تجاری، از اویل دهه ی پنجاه ، خلوت گزید، ولی لحظه ای بی اندیشه ی موسیقی نزیست و از آفرینش ملودی های ناب و تازه، دوری نجست (۲) .
بهمن بوستان می نویسد: استاد حسن کسائی به ادب فارسی مخصوصاً شعر مسلط است. قواعد و قوانین عروض را می داند، شعر خوب بسیار حفظ دارد. شعر هم می گوید. او چندی از اوقات فراقت خود را به خوشنویسی اختصاص داده و در این راه نیز پیشرفت چشمگیری داشته است (۳) .
حسن کسائی بار دیگر پس از سال ها کناره گیری از صحنه ی موسیقی، از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۹ وارد دوره ی جدیدی از ضبط نواخته ها و ساخته های خود شد ، تا بار دیگر نشان دهد که عشق به مردم و موسیقی سرزمین اش، چگونه او را در سنین کهولت، آماده ساخته تا بنوازد آثار این چنین را، … هر چند خود او اعتقاد دارد که سال های طلایی عمر هنری اش به ناچار در سکوت و در کُنج خانه گذشته است (۲) .
در مرداد ماه سال ۱۳۸۵ مجدداً با سه تار و آواز- و در تیرماه ۱۳۸۶ با نی ، ردیفی از وی ضبط شد و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. او گوشه های مختلف ردیف را با زبان امروزی به گونه ای دیگر روایت می کند و بی آن که در آن تحریفی راه دهد، آن را به زبان امروز بیان می کند. در صدای ساز او آوای قرن ها را می شنویم. درباره ی سبک و شیوه ی کسائی به طور کلی می توان گفت علاوه بر تأثیر پذیری از شیوه ی قدما، ذوق و سلیقه و قریحه ی ذاتی و همچنین شرایط محیط و نیاز زمان در نوازندگی او نقش فراوانی داشته است. کسائی بنا به قول و نظر تمامی استادان و آشنایان با موسیقی ایران یکی از نوازندگان نابغه و توانای امروز ماست. نغمه های ساز او ریشه در سال ها تلاش و تکاپو دارد، از همین روست که می توان گفت در موسیقی امروز ایران، کسائی وار نواختن آسان نیست (۵) .
حسن کسائی در سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین هنرمند موسیقی، نشان درجه ی یک فرهنگ و هنر – و در سال ۱۳۸۱ اولین تندیس چهره ی ماندگار را در رشته ی موسیقی دریافت نمود. او در عمر برکت خود توانست شاگردان ممتازی را در رشته های مختلف پرورش دهد و به جامعه ی موسیقی معرفی کند، از جمله: حسین عمومی ، محمد موسوی، نعمت الله ستوده، منوچهر غیوری، بهزاد فروهری، جمشید عندلیبی، تقی سعیدی، شهرام میر جلالی، محمد بطلانی، ذبیح الله احمدی، اصغر قره خانی، مسعود اربابیان، محمد جواد و محمد خلیل کسائی و … .
مردی که عمری را در باغستان موسیقی، باغبانی کرد و نی را با نوازش سرانگشتانش از خاک رویاند و با نفیر نفس اش به افلاک رساند؛ مردی که یک عمر با نوای نی ، درد انسان ها را نالید، بالاخره در بعدازظهر ۲۵ خرداد ۱۳۹۱ چهره در نقاب خاک نهان کرد و موسیقی ایران را در غم نبودنش، برای همیشه تنها گذاشت.
آرامگاه همیشگی او در تکیه ی سیّد العراقین و در مجموعه ی فرهنگی تخت فولاد اصفهان، در کنار مزار جلال تاج اصفهانی است.
منابع:
۱- از نی حکایتی ، محمد جواد کسائی ، کتاب مهر ، مؤسسه فرهنگی هنری آوای باربد ، ۱۳۸۹ .
۲- تاریخ شناسی موسیقی و ردیف موسیقی ایران، محمد جواد کسائی ، انتشارات سنجش سپاهان ، مؤسسه فرهنگی هنری آوای نوین اصفهان ، ۱۳۸۷ .
۳- هفت اورنگ ، مروری بر موسیقی سنتی و محلی ایران ، بهمن بوستان و محمد رضا درویشی ، انتشارات حوزه هنری ، ۱۳۷۰ .
۴- فصل نامه موسیقی ماهور ، ساسان سپنتا ، سال چهاردهم، شماره ی ۵۶ – تابستان ۱۳۹۱ .
۵- نای هفت بند ، محمد رضا زینعلی ، دانشگاه هنر ، ۱۳۹۰ .
نوشته آقای نی، یادی از استاد حسن کسایی اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته ساختار منسجم غزلیات حافظ شیرازی اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>شعر حافظ در عین انسجام ساختاری، ظاهری پاشان و گسسته دارد . برخی منکران، به اعتبار این ظاهر بـر حـافظ خرده میگرفتند که هر بیتش سخنی مجزاست، برخی نیز برای بیاعتبار کردن حرف اصلی حافظ، ابیـات او را از هم تفکیک می کردند تا از زهر انتقادهای وی بکاهند، لیکن در دوره معاصر بدون توجه بـه ایـن سـابقه تـاریخی،استقلال ابیات را هنر حافظ شمردهاند. در مقاله حاضر، پس از بحث و بررسی درباره عوامل پیدایش این تصورها، به تبیین ضرورت ساختار منسجم غزل حافظ پرداختهایم و با ذکر یک نمونه از هر یـک از سـاختارهای عرفـانی،رندی، عاشقانه و قلندری، طرح اصلی غزلها و چگونگی پیوند ابیات را روشن کرده ایم.
نوشته ساختار منسجم غزلیات حافظ شیرازی اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته عشق در شعر مولانا- دکتر محمد استعلامی اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>دکتر محمد استعلامی ادیب، مولویپژوه و حافظشناس در سال ۱۳۱۵ در شهر اراک به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۳۷ به اخذ درجهٔ کارشناسی نایل شد؛ وی سپس تحصیلات خود را تا مقطع دکتری، در دانشگاه تهران ادامه داد. او با تصحیح تذکره الاولیا عطار نیشابوری به شهرت فراوانی دست یافت و این کتاب تا به حال ۲۳ بار تجدید چاپ شدهاست. او همچنین در هفت جلد شرحی بر مثنوی مولوی نوشت که در سال ۱۳۶۴، جایزهٔ بهترین کتاب سال را از آن خود کرد. «درس حافظ» در دو جلد شرحی بر غزلیات حافظ شیرازی است. او در سال ۱۳۴۳ در گروه ادبیات فارسی دانشگاه تهران و دانشسرای عالی به عنوان مدرس استخدام شد و در سال ۱۳۵۶ بازنشسته گردید. پس از آن در تابستان ۱۳۶۱ برای تکمیل مطالعات و تحقیقات خود به سفرهای طولانی در هند، آمریکا و کانادا پرداخت و تا سال ۱۳۷۴ به تدریس در مرکز مطالعات اسلامی و دانشگاه مک گیل مشغول بوده است. دکتر استعلامی از جمله شاگردان شاخص استاد بدیعالزمان فروزانفر به شمار میرود که از بدو ورود به دانشگاه تهران تا زمان مرگ فروزانفر، حشر و نشر فراوانی با وی داشت و برخی از درسهای او را تقریر کرد که از جمله آنها تقریرات وی از قصاید خاقانی است که در دوجلد با شرح و اضافات خود دکتر استعلامی از سوی انتشارات زوار منتشر شده است.
نوشته عشق در شعر مولانا- دکتر محمد استعلامی اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته مستند صدای ماه- زندگی بانو قمرالملوک وزیری اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>قمر، خوانندهی مشهور آواز ایران، صدای خوش را از مادربزرگش به ارث برد. مادربزرگ او به نام خیرالنسا، ملقب به افتخارالذاکرین، روضهخوان زنانه بود که قمر را در کودکی با خود به مجالس زنانه میبرد و قمر خردسال پای منبر مینشست و میخواند. خود قمر میگفت:
من مدیون همان تربیت اولیه خود هستم. چون که همان پای منبری خواندنها به من جرئت خوانندگی در حضور جمع داد و همان باعث شد که من از خواندن در جمع پروا نداشته باشم.
او گاه کنار پنجره اتاقش آواز میخواند. در همسایگی آنها مرد خوشآوازی بود که هر زمان میخواند با آواز او را جواب میداد. چند سال گذشت تا آنکه در محفلی دوستانه، مرتضی نیداود هم دعوت داشت. یکی از حاضرین به نواختن تار پرداخت، ولی نیداود هیچ از ساز زدن او خوشش نیامد. از قمر خواستند با آواز نوازنده را همراهی کند. نیداود میگفت:
همین که قمر شروع به خواندن کرد، پی بردم که این خانم جوان دارای صدایی میرومند و گرم است و جذاب میخواند. صفات گرم و قوی به ندرت ممکن است در صدای یک نفر جمع شود، در حدی که من در تمام زندگی هنریام نشنیده بودم. صدای حبیب شاطرحاجی (استاد آواز اصفهانی) بینهایت قوی بود، ولی صدای قمر از آن هم قویتر بود. از صاحبخانه ساز خواستم و با صدای قمر شروع به نواختن کردم و به او گفتم: صدای فوقالعادهای دارید. چیزی که کم دارید آموختن گوشههای موسیقی ایرانی است.


این دیدار کمی قبل از سال ۱۳۰۰ بود. حدود دو سال بعد از آن دیدار، قمر به کلاس موسیقی نیداود رفت و زیر نظر او به فراگرفتن موسیقی ایرانی و گوشههای آن و کسب مهارتهای لازم برای خوانندگی پرداخت. چندی بعد قمر اولین کنسرت خود را به همراه نیداود در سالن گراند هتل برگزار کرد و دوران شهرت او آغاز شد. کمپانیهای ضبط صفحه هیزمسترز ویس انگلستان و پولیفون و بدافن آلمان دستگاه ضبط صفحه به تهران آوردند تا صدای قمر را ضبط کنند. در سال ۱۳۱۰ به اتفاق مرتضی نیداود برای اجرای کنسرت به همدان رفتند. عارف، شاعر نامدار ملی در آن هنگام در حالت عزلت در همدان به سر میبرد و به خواهش قمر برای شنیدن کنسرت آمد. قمر تمام گلدانهای نقرهای که به او هدیه داده شد به عارف بخشید. عارف آنها را قبول نکرد و به خود قمر داد. مرتضی نیداود میگفت:
وقتی قمر به تهران رسید دیناری پول نداشت و از هدایایی هم که گرفته بود حتی یکی را برای خود نگه نداشت و همه را به مستمندان بخشیده بود. از جمله این هدایا گلدان نقرهای بود به اندازه قامت خود قمر. یکی از دوستان همیشه به قمر یادآوری میکرد که افراط حتی در بخشش درست نیست و سرانجام نتیجه نامطلوب حاصل میکند. اما روح قمر در این مورد تنبیه پذیر نبود و از این رو از روی ادب و مهربانی آن نصایح را گوش میداد ولی انگار مه انگار که میشنید… و سرانجام در فقر مطلق و فراموشی و بیچارگی کامل مرد. هرگز نشانه پشیمانی در چهره او دیده نشد. خودش از هر کار خودش احساس رضامندی میکرد. زندگی او هنرش بود، هنری که از عواطف انسانی مایه گرفته بود و به همین دلیل قمر آن همه جذاب و گشادهرو و بزرگوار بود.
قمرالملوک وزیری در مرداد ۱۳۳۸ در گوشه انزوا در تهران درگذشت و آنهایی که ادعای هنردوستی داشتند، حتی از اینکه در تشییع جنازه او شرکت کنند مسامحه کردند. او زنی بود خوش قریحه، با شهامت و بلندنظر. صفحات بازمانده از او که در دست علاقهمندان یافت میشود از بهترین آثار ماندگار آواز ایران به شکار میآید.
برگرفته از کتاب سرگذشت موسیقی ایران، جلد سوم، انتشارات ماهور- نوشته روح الله خالقی
نوشته مستند صدای ماه- زندگی بانو قمرالملوک وزیری اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته اضافه شدن اشعار مولوی به همراه خوانش مثنوی اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>
نوشته اضافه شدن اشعار مولوی به همراه خوانش مثنوی اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>