غزل ۲۰۰- دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

نستعلیق

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند

تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز

این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید

خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند

پنهان خورید باده که تکفیر می کنند

گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می برند

منع جوان و سرزنش پیر می کنند

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند

تشويش وقت پیر مغان می دهند باز

این سالکان نگر که چه با پیر می کنند

صد آب رو به نیم نظر می توان خرید

خوبان درین معامله تقصیر می کنند

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می کنند

فی‌الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه ایست که تغییر می کنند

می دهد که شیخ و حافظ و مفتى و محتسب

چون نیک بنگری، همه تزویر می کنند

شرح غزل

در سالهای آخر حکومت شاه شجاع فشار متولّیان شریعت بر دربار او زیاد شد و او را در اجرای دستورات شرع کاهل و خود نیز از جاده تقوا به دور بود به انتقاد گرفتند و در نتیجه با تهمیدات تورانشاه مقرر گردید که او نیز مانند پدر ظواهر شرع را رعایت و از عیش ونوشهای شبانه بپرهیزد، به این سبب دستور داده شد که در میخانه را ببندند و نسبت به متجاهرین به فسق و شرابخواران حد شرعی و تعزیرات اجرا گردد . این تغییر رویه چندان مطابق میل حافظ وارسته نبود و این غزل عکس العمل شاعر به سیاست جدید حکومت شاه شجاع است.

شاعر در مطلع غزل خود مضمون ظریفی را پیاده می کند و می فرماید چنگ و عود از راه دلسوزی می گویند اگر مایلید شراب بنوشید بی سرو صدای سازو آواز و در پنهانی بنوشید زیرا محتسب و مأمورین شما را گرفته و در حق شما تعزیرات شرعی اجرا می کنند. دربارة کلمه تعزیر و تکفیر در این بیت عقاید مختلفی در میان حافظ شناسان با دلایل مختلف وجود دارد که همه نوشته و منتشر شده است .لیکن باید گفت که به موجب دستور شریعت کسی که شراب نوشیده کافر نمی شود بلکه اگر شخصاً در زمان هوشیاری اقرار به مسکرات کرده باشد و یا اینکه دو شاهد عادل بر شرابخواری او گواهی دهند حداکثر تا هشتاد ضربه حکم تعزیر دربارة او اجرا می شود و حافظ در مطلع غزل خود دستور احتیاط را از زبان چنگ و عود اعلام و می گوید در پنهانی شراب بنوشید تا شاهدی نباشد که در این باره شهادت داده و شما را تعزیر کنند.

شاعر در بیت چهارم و به دنبال مطلب بالا می فرماید : مفتی های دین می گویند اصلاً از عشق و عاشقی صحبتی به میان نیاورید و حرفش را هم نزنید چه رسد به اینکه عاشق شوید و در بیت سوم می گوید این مفتیان، آبروی هر چه عشق و عاشقی را می برند و پیر و جوان را با منع و سرزنش از این کار باز می دارند.

شاعر در بیت پنجم با زبان ایهام گوشه یی به شاه شجاع می زند و می گوید ما از دور گول ظاهر سازی و فریبکاری را می خوریم و نمی دانیم مقصود واقعی آنها چیستو خودشان در پشت پرده سیاست چه حیله وتدبیری دارند؟

و در بیت ششم می گوید: شاه شجاع و ناصحان او به منزله افراد ناشی و سالکان تازه کاری هستند که خیال پیر مغان را پریشان می کنند

و در بیت هفتم می گوید در جایی که می توان با حسن خلق و مردمداری خلق الناس را با خود موافق و همراه کرد (خوبان) یعنی شاه شجاع و اطرافیانش در این باره قصور می ورزند و ناشیانه دست به سخت گیریهای محتسبانه می زنند.

شاعر در هشتم و نهم غزل به تشریح این مطلب می پردازد که عقیده های مردم برای مملکت داری متفاوت است بعضی سخت گیری و مراقبت را عامل توفیق و برخی مشیت الهی و سرنوشت محتوم را مؤثر می دانند. علی اَیُّ حال هر چه باشد این نکته مسلم است که دنیا هر روز در حال تغییر و تحول است و برآن اعتمادی نیست.

شاعر نتیجه و نظر قطعی خود را در مقطع غزل چنین بیان می دارد که می بنوش که از شاه گرفته تا مأمورین و مفتی ها و محتسب همه اهل ریا و فریبکاری اند.

این غزل یک تابلو روشن و واضحی از عقیده باطنی این شاعر دل آگاه و عارف جهان بین و واقف به حکمت شریعت و سالک راه طریقت است.

****

(شرح جلالی بر حافظ / دکتر عبدالحسین جلالیان)

خروج از نسخه موبایل