نوشته شمارهٔ ۲۲۴ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>ای که گر هر سر موییت زبانی دارد
شکر یک نعمت از انعام خدایی نکنی
حق چندین کرم و رحمت و رأفت شرطست
که به جای آوری و سست وفایی نکنی
پادشاهیت میسر نشود روز به خلق
تا به شب بر در معبود گدایی نکنی
نوشته شمارهٔ ۲۲۴ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۲۶ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>هر دم زبان مرده همی گوید این سخن
لیکن تو گوش هوش نداری که بشنوی
دل در جهان مبند که دوران روزگار
هر روز بر سری نهد این تاج خسروی
نوشته شمارهٔ ۲۲۶ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۲۵ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>از من بگوی شاه رعیت نواز را
منت منه که ملک خود آباد میکنی
و ابله که تیشه بر قدم خویش میزند
بدبخت گو ز دست که فریاد میکنی؟
نوشته شمارهٔ ۲۲۵ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۲۱ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نظر به چشم ارادت مکن به صورت دنیا
که التفات نکردند به روی اهل معانی
پیاده رفتن و ماندن به از سوار بر اسپی
که ناگهت به زمین برزند چنانکه نمانی
نوشته شمارهٔ ۲۲۱ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۲۲ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>یاران کجاوه، غم ندارند
از منقطعان کاروانی
ای ماه محفه سر فرود آر
تا حال پیادگان بدانی
نوشته شمارهٔ ۲۲۲ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۲۳ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>چو بندگان کمر بسته شرط خدمت را
روا بود که به کمترگناه بند کنی
تو نیز بندهای آخر ستیز نتوان برد
خلاف امر خداوندگار چند کنی
نوشته شمارهٔ ۲۲۳ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۱۷ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نبایدت که پریشان شود قواعد ملک
نگاه دار دل مردم از پریشانی
چنانکه طایفهای در پناه جاه تواند
تو در پناه دعا و نماز ایشانی
نوشته شمارهٔ ۲۱۷ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۱۸ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی
هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی
شکرانهٔ زور آوری روز جوانی
آنست که قدر پدر پیر بدانی
نوشته شمارهٔ ۲۱۸ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۱۹ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>خرم تن آنکه نام نیکش
ماند پس مرگ جاودانی
اینست جزای سنت نیک
ور عادت بد نهی تو دانی
نوشته شمارهٔ ۲۱۹ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>نوشته شمارهٔ ۲۲۰ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>مقابلت نکند با حجر به پیشانی
مگر کسی که تهور کند به نادانی
کس این خطا نپسندد که دفع دشمن خود
توانی و نکنی و یا کنی و نتوانی
نوشته شمارهٔ ۲۲۰ اولین بار در مستانه. پدیدار شد.
]]>