Warning: file_put_contents(): Only 8192 of 26738 bytes written, possibly out of free disk space in /home/mastaneh/public_html/wp/wp-content/plugins/wordpress-seo-premium/mrcode/license.php on line 0

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/mastaneh/public_html/wp/wp-content/plugins/wordpress-seo-premium/mrcode/license.php:0) in /home/mastaneh/public_html/wp/wp-includes/feed-rss2-comments.php on line 8
دیدگاه‌ها برای: بخش ۵۸ – مریدی در آمد به خدمت شیخ و ازین شیخ پیر سن نمی‌خواهم بلک پیرعقل و معرفت و اگر چه عیسیست علیه‌السلام در گهواره و یحیی است علیه‌السلام در مکتب کودکان مریدی شیخ را گریان دید او نیز موافقت کرد و گریست چون فارغ شد و به در آمد مریدی دیگر کی از حال شیخ واقف‌تر بود از سر غیرت در عقب او تیز بیرون آمد گفتش ای برادر من ترا گفته باشم الله الله تا نیندیشی و نگویی کی شیخ می‌گریست و من نیز می‌گریستم کی سی سال ریاضت بی‌ریا باید کرد و از عقبات و دریاهای پر نهنگ و کوههای بلند پر شیر و پلنگ می‌باید گذشت تا بدان گریهٔ شیخ رسی یا نرسی اگر رسی شکر زویت لی الارض گویی بسیار https://mastaneh.ir/molavi/masnavi-molavi/daftar5/daftar5-58/ پرتال شعر پارسی Mon, 25 Dec 2017 22:03:39 +0000 hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.8.5