به نظر بنده معنی می در این شعر حضرت حسین است که برخی اوقات دوغ می فروخت. سنی های شیعه مذهب برای تفریح هم که شده می گویند مولی علی را قبول دارند ولی نمی دانند که مرتضی علی آنها را قبول ندارد و می گوید روزی که عمر آمد و مرا و خانم مرا مورد توهین و شکنجه قرار داد چرا از ما دفاع نکردید. و این همان سخنی است که حافظ به خوبی می سراید. اما زمانه مجالش نداد تا مثنوی خود را در مورد اصحاب کهف به پایان برساند. دیگر عرضی نیست.
]]>معنی می فروش در اشعار حافظ حضرت مولی علی ابن ابیطالب ( ع ) میباشد که خطاب به سنی ها میفرماید هر چه که نماز و روزه نگه دارند تا زمانی که جانشین رسول خدا(ص) را نفر چهارم میدانند و یه مشت نامرد و دنیا طلب رو که به ناحق حق مولا را زیر پا گذاشتند و این همه ظلم به اهلبیت اطهار کردند را جانشینان پیامبر(ص) میدانند هر چه بکنند پذیرفته نیست و همانگونه که اهلبیت (ع ) فرمدند هر کس یکی از انها را حق بداند از دین خارج است
هفته وحدت!!!!!!!!
کسانی که دختر پیامبر ( ص ) را با اون وضعیت به شهادت رسانند میخواید با اونا وحدت داشته باشین بی غیرت ها
یکی مادر تو رو بکشه باهاش وحدت برقرار میکنی!!
دنیا و تمام آنچه که در آن است نمی ارزد که بخواهی به خاطرش اشک بریزی و غصه بخوری. گول بعضی از افراد را نخور که می خواهند تو را از ایمانت جدا کنند و به راه کج بکشانند. سجاده ی تقوی خویش را به خواندن نماز رنگین کن. اگر به حرف دوستانت گوش کنی پشیمان می شوی. قناعت پیشه کن تا اینکه تاج سلطنت روی سرت بگذارند.
]]>توجه کنید این اصل شعر هست که با بالایی تفاوتهایی دارد
دمي با غم به سر بردن جهان يكسر نـميارزد
بمي بفروش دلق ما كزين بهتر نميارزد
شكوه تاج سلطاني كه بيم جاندر او درج است
كلاهي دلكش است اما بترك سر نميارزد
بـكـوي ميفروشانش به جامـي در نمـيگيرنـد
زهي سجادهي تقوي كه يك ساغر نميارزد
بس آسان مينمود اول غم دريا ببوي سود
غلط كردم كه يك طوفان بصد گوهر نميارزد
برو گنج قناعت جوي و كنج عافيت بنشين
كـه يكـدم تنگدل بودن به بحر و بر نميارزد
چوحافظدرقناعتكوشواز دنياي دون بگذر
كه يـكجو منت دو نان به صد من زر نميارزد
ببینید اصل این شعر این هست
میگه این دلتنگی از خواستت مدت زیادی نمیگذره عجله نکن تو کارت صبر کن صبر شاعر میگه یکدم دلتنگ بودن.