قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ – در ستایش امیر انکیانو

دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی زنهار بد مکن که نکردست عاقلی این پنج روزه مهلت ایام آدمی آزار مرمان…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ – تنبیه و موعظت

دریغ روز جوانی و عهد برنایی نشاط کودکی و عیش خویشتن رایی سر فروتنی انداخت پیریم در پیش پس از…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ – تغزل و ستایش صاحب دیوان

شبی و شمعی و گوینده‌ای و زیبایی ندارم از همه عالم دگر تمنایی فرشته رشک برد بر جمال مجلس من…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ – در پند و اندرز

ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری درویشی اختیار کنی بر توانگری ای پادشاه شهر چو وقتت فرا رسد تو…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ – در پند و ستایش

بزن که قوت بازوی سلطنت داری که دست همت مردانت می‌دهد یاری جهان‌گشای و عدو بند و ملک‌بخش و ستان…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ – در ستایش

گرین خیال محقق شود به بیداری که روی عزم همایون ازین طرف داری خدای را که تواند گزارد شکر و…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ – در ستایش ابوبکر بن سعد

وجودم به تنگ آمد از جور تنگی شدم در سفر روزگاری درنگی جهان زیر پی چون سکندر بریدم چو یأجوج…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ – پند و اندرز

به نوبت‌اند ملوک اندرین سپنج سرای کنون که نوبت تست ای ملک به عدل گرای چه دوستی کند ایام اندک…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ – در ستایش ترکان خاتون و پسرش اتابک محمد

چه دعا گویمت ای سایهٔ میمون همای یارب این سایه بسی بر سر اسلام بپای جود پیدا و وجود از…

بیشتر بخوانید »

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ – در ستایش

به خرمی و به خیر آمدی و آزادی که از صروف زمان در امان حق بادی به اتفاق همایون و…

بیشتر بخوانید »