قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۹

گفتم به ره ببینم و دامن بگیرمش کای رشک آفتاب جمال منیر تو شهری بر آتش غم هجران بسوختی اول…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۲۰

وه که چه آزار بود من از مهر تو لیک چو باز آمدی آن همه برداشتی سر چو برآورد صبح…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۱۵ – تو از سنگ سخت‌تری!

هزار بوسه دهد بت‌پرست بر سنگی که ضر و نفع محالست ازو نشان دادن تو بت! ز سنگ نه‌ای بل…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۱۶ – از او بپرس!

کسی ملامتم از عشق روی او می‌کرد که خیره چند شتابی به خون خود خوردن؟ ازو بپرس که دارد اسیر…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۱۷ – کاه و کهربا

چند گویی که مهر ازو بردار خویشتن را به صبر ده تسکین کهربا را بگوی تا نبرد چه کند کاه…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۱۸ – سیه گلیم

بر آن گلیم سیاهم حسد همی آید که هست در بر سیمین چون صنوبر او گلیم بین که در آن…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۱۱

بس ای غلام بدیع‌الجمال شیرین‌کار که سوز عشق تو انداخت در جهان آتش به نفط گنده چه حاجت که بر…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۱۲

آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان هر که بینی دم صاحبنظری می‌زندش آستینم زد و…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۱۳

مرا به صورت شاهد نظر حلال بود که هرچه می‌نگرم شاهدست در نظرم دو چشم در سر هر کس نهاده‌اند…

بیشتر بخوانید »

قطعه شمارهٔ ۱۴

شبی خواهم که پنهانت بگویم نهان از آشنایان و غریبان چنان در خود کشم چوگان زلفت کزو غافل بود گوی…

بیشتر بخوانید »