دیوان اشعار

تکه ۱۹

من این نامه که اکنون می‌نویسم به آب چشم پر خون می‌نویسم ازین در بر نوشتم نامه لیکن نه آن…

بیشتر بخوانید »

تکه ۱۳ – خسرو من چون به بارگاه (برآید)

خسرو من چون به بارگاه برآید نعره و فریاد از سپاه برآید عاشق صادق ز خان و مان بگریزد مرد…

بیشتر بخوانید »

تکه ۱۴

باد بهاری وزید، از طرف مرغزار باز به گردون رسید، نالهٔ هر مرغ‌زار سرو شد افراخته، کار چمن ساخته نعره…

بیشتر بخوانید »

تکه ۱۵

ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار قرار دل ز سر زلف بی‌قرار بیار سلامی از من مسکین بدان صنوبر…

بیشتر بخوانید »

تکه ۱۶

اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از…

بیشتر بخوانید »

تکه ۹

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد در روی هر سپیدی،…

بیشتر بخوانید »

تکه ۱۰

بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد وز سعادت به سرم سرو روان باز آمد پیر بودم به…

بیشتر بخوانید »

تکه ۱۱

رفت آن کم بر تو آبی بود یا سلام مرا جوابی بود از سر ناز وز سر خوبی هر دمی…

بیشتر بخوانید »

تکه ۱۲

یاد دارم که روزگاری بود که مرا پیش غمگساری بود با لب یار و در بر دلدار هر زمانیم کار…

بیشتر بخوانید »

تکه ۶

حالم از شرح غمت افسانه ایست چشمم از عکس رخت بتخانه ایست هر کجا بدگوهری در عالمست در کنار آنچنان…

بیشتر بخوانید »