رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۴

یک شفتالو از آن لب عنابی پر کرد جهان ز بوی سیب و آبی هم پردهٔ شب درید و هم…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۳

یکدم غم جان دار غم نان تا کی وز پرورش این تن نادان تا کی اندر ره طبل اشکم و…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۲

یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی شاگرد که بودی که چنین استادی خوبی و کرم را چو نکو…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۱

یاد تو کنم میان یادم باشی لب بگشایم در این گشادم باشی گر شاد شوم ضمیر شادم باشی حیله طلبم…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۹۰

همسایگی مست فزاید مستی چون مست شوی بازرهی از هستی در رستهٔ مردان چو نشستی رستی بر باده زنی ز…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۹

هم دل به دلستانت رساند روزی هم جان سوی جانانت رساند روزی از دست مده دامن دردی که تراست کان…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۸

هم‌دست همه دست زنانم کردی دو گوش کشان همچو کمانم کردی خائیه بهر دهان چو نانم کردی فی‌الجمله چنان شد…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۷

هر لحظه مها پیش خودم می‌خوانی احوال همی پرسی و خود می‌دانی تو سرو روانی و سخن پیش تو باد…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۶

هرکس کسکی دارد و هرکس یاری هرکس هنری دارد و هرکس کاری مائیم و خیال یار و این گوشهٔ دل…

بیشتر بخوانید »

رباعی شمارهٔ ۱۹۸۵

هرکس کسکی دارد و هرکس یاری آن یار وفادار کجا شد باری گر پیش سگی شکر نهی خرواری میل دل…

بیشتر بخوانید »