فردوسی

بخش ۲۹

چوآمد به بهرام زین آگهی که تازه شد آن فر شاهنشهی همانگه ز لشکر یکی نامجوی نگه کرد با دانش…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲۷

وزان پس چو دانست کامد سپاه جهان شد ز گرد سواران سیاه گزین کرد زان رومیان صدهزار همه نامدار ازدرکارزار…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲۸

بهشتم بیاراست خورشید چهر سپه را بکردار گردان سپهر ز درگاه برخاست آوای کوس هواشد زگرد سپاه آبنوس سپاهی گزین…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲۶

بدو گفت قیصر که جاوید زی که دستور شاهنشهان را سزی یکی خانه دارم در ایوان شگفت کزین برتو را…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲۵

چو خورشید گردنده بی‌رنگ شد ستاره به برج شباهنگ شد به فرمود قیصر به نیرنگ ساز که پیش آرد اندیشه‌های…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲۴

چو آن نامه نزدیک خسرو رسید زپیوستن آگاهی نو رسید به ایرانیان گفت کامروز مهر دگرگونه گردد همی برسپهر زقیصر…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲۳

هم آنگه یکی نامه بنوشت زود بران آفرین آفرین بر فزود که با موبد یکدل و پاک رای ز دیم…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲۱

ز بیگانه قیصر به پرداخت جای پر اندیشه بنشست با رهنمای به موبد چنین گفت کای دادخواه ز گیتی گرفتست…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲۲

چوقیصر نگه کرد و نامه بخواند ز هر گونه اندیشه بر دل براند ازان پس بدستور پرمایه گفت که این…

بیشتر بخوانید »

بخش ۱۹

چوآمد بران شارستان شهریار سوار آمد از قیصر نامدار که چیزی کزین مرز باید بخواه مدار آرزو را ز شاهان…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن