پادشاهی خسرو پرویز

بخش ۶۶

چنان بد که یک روز پرویز شاه همی آرزو کرد نخچیرگاه بیاراست برسان شاهنشهان که بوند ازو پیشتر در جهان…

بیشتر بخوانید »

بخش ۶۵ – گفتار اندر داستان خسرو و شیرین

کهن گشته این نامهٔ باستان ز گفتار و کردار آن راستان همی نوکنم گفته‌ها زین سخن ز گفتار بیدار مرد…

بیشتر بخوانید »

بخش ۶۳

به قیصر یکی نامه فرمود شاه که برنه سزاوار شاهی کلاه که مریم پسر زاد زیبا یکی که هرگز ندیدی…

بیشتر بخوانید »

بخش ۶۴

چویک ماه شد نامه پاسخ نوشت سخنهای با مغز و فرخ نوشت سرنامه گفت آفرین مهان بران باد کو باد…

بیشتر بخوانید »

بخش ۶۲

چو بر پادشاهیش شد پنج‌سال به گیتی نبودش سراسر همال ششم سال زان دخت قیصر چو ماه یکی پورش آمد…

بیشتر بخوانید »

بخش ۶۱

ازان پس چو گسترده شد دست شاه سراسر جهان شد ورا نیک خواه همه تاجدارانش کهتر شدند همه کهتران زو…

بیشتر بخوانید »

بخش ۵۹

برآمد برین روزگاری دراز نبد گردیه را به چیزی نیاز چنین می همی‌خورد با بخردان بزرگان و رزم آزموده ردان…

بیشتر بخوانید »

بخش ۶۰

چنین تا بیامد مه فوردین بیاراست گلبرگ روی زمین جهان از نم ابر پر ژاله شد همه کوه وهامون پراز…

بیشتر بخوانید »

بخش ۵۷

دوان و قلم خواست ناباک زن ز هرگونه انداخت با رای زن یکی نامه بنوشت نزدیک شاه ز بدخواه وز…

بیشتر بخوانید »

بخش ۵۸

دو هفته برآمد بدو گفت شاه به خورشید و ماه و به تخت و کلاه که برگویی آن جنگ خاقانیان…

بیشتر بخوانید »