پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود

بخش ۹

به نزدیک اسکندر آمد وزیر که ای شاه پیروز و دانش‌پذیر بکشتیم دشمنت را ناگهان سرآمد برو تاج و تخت…

بیشتر بخوانید »

بخش ۱۰

ز کرمان کس آمد سوی اصفهان به جایی که بودند ز ایران مهان به نزدیک پوشیده‌رویان شاه بیامد یکی مرد…

بیشتر بخوانید »

بخش ۸

چو آن پاسخ نامه دارا بخواند ز کار جهان در شگفتی بماند سرانجام گفت این ز کشتن بتر که من…

بیشتر بخوانید »

بخش ۷

دبیر جهاندیده را پیش خواند بیاورد نزدیک گاهش نشاند یکی نامه بنوشت با داغ و درد دو دیده پر از…

بیشتر بخوانید »

بخش ۵

چو دارا ز پیش سکندر برفت به هر سو سواران فرستاد تفت از ایران سران و مهان را بخواند درم…

بیشتر بخوانید »

بخش ۶

سکندر چو از کارش آگاه شد که دارا به تخت افسر ماه شد سپه برگرفت از عراق و براند به…

بیشتر بخوانید »

بخش ۴

چو خورشید برزد سر از کوه و راغ زمین شد به کردار زرین چراغ جهاندار دارا سپه برگرفت جهان چادر…

بیشتر بخوانید »

بخش ۳

سکندر چو بشنید کامد سپاه پذیره شدن را بپیمود راه میان دو لشکر دو فرسنگ ماند سکندر گرانمایگان را بخواند…

بیشتر بخوانید »

بخش ۲

به مرد اندرون چند گه فیلقوس به روم اندرون بود یک‌چند بوس سکندر به تخت نیا برنشست بهی جست و…

بیشتر بخوانید »

بخش ۱

چو دارا به دل سوک داراب داشت به خورشید تاج مهی برفراشت یکی مرد بر تیز و برنا و تند…

بیشتر بخوانید »