پستها با برچسب ‘فریدون مشیری’
شهریور
۱۳۸۸
زبان آتش با صدای محمد رضا شجریان
تفنگت را زمین بگذار زبان آتش و آهن برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار تو از آیین انسانی چه می دانی؟ گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
تفنگت را زمین بگذار…
شعر از زندهیاد فریدون مشیری
خواننده: محمد رضا شجریان
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
در زیر میتونید این آهنگ زیبا را در دو کیفیت دانلود کنید.
اردیبهشت
۱۳۸۸
ریشه در اعماق اقیانوس ها دارد-شاید-
این گیسوی پریشان کرده
بید وحشی باران.
یا نه ، دریاست گویی ، واژگونه ، بر فراز شهر ،
شهر سوگواران.
*
هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش
ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر ، با تشویش:
رنگ این شب های وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران؟
*
چشم ها و چشمه ها خشک اند .
روشنشی ها محو در تاریکی دلتنگ ،
هم چنان که نام ها در ننگ!
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد.
آه باران ، ای امید جان بیداران!
بر پلیدی ها -که ما عمری ست در گرداب آن غرقیم-
آیا ، چیره خواهی شد؟
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


















