تکه ۱۵

ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار

قرار دل ز سر زلف بی‌قرار بیار

سلامی از من مسکین بدان صنوبر بر

پیامی از آن مهروی گلعذار بیار

حکایت از لب فرهاد ناتوان برسان

سلامی از من مسکین غمگسار بیار

نهان بگوی به آن دوستدار یکدل من

جواب بشنو و آنگه به آشکار بیار

دوای جان من و مرهم روان بویی

از آن دو زلف زره‌وار مشکبار بیار

بهار دیدهٔ من نیست جز که عکس رخش

تلطفی بکن و عکس آن بهار بیار

ز بهر روشنی چشم کز رخش دورست

غبار ازان طرف و گرد از آن دیار بیار

ز من درود فراوان ببر به دلبر من

به لطف مژده‌ای از وصل آن نگار بیار

من آن حدیث که گفتم نگاه دار و ببر

هر آن جواب که گوید به یاد دار و بیار

در انتظار تو سعدی همیشه می‌گوید

که ای نسیم سحر بوی زلف یار بیار

درباره سعدی

ابومحمد مُصلِح‌الدین بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۵۸۵ یا ۶۰۶ – ۶۹۱ هجری قمری، برابر با: ۵۶۸ یا ۵۸۸ - ۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. آوازهٔ او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به وی لقب استاد سخن و شیخ اجل داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات و دیوان اشعار اوست که به این سه اثر کلیات سعدی می‌گویند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.