خانه | سعدی | بوستان | باب اول در عدل و تدبیر و رای | گفتار اندر بخشایش بر ضعیفان

گفتار اندر بخشایش بر ضعیفان

نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست

وگر خون به فتوی بریزی رواست

کرا شرع فتوی دهد بر هلاک

الا تا نداری ز کشتنش باک

وگر دانی اندر تبارش کسان

برایشان ببخشای و راحت رسان

گنه بود مرد ستمگاره را

چه تاوان زن و طفل بیچاره را؟

تنت زورمندست و لشکر گران

ولیکن در اقلیم دشمن مران

که وی بر حصاری گریزد بلند

رسد کشوری بی گنه را گزند

نظر کن در احوال زندانیان

که ممکن بود بی‌گنه در میان

چو بازارگان در دیارت بمرد

به مالش خساست بود دستبرد

کزان پس که بر وی بگریند زار

بهم باز گویند خویش و تبار

که مسکین در اقلیم غربت بمرد

متاعی کز او ماند ظالم ببرد

بیندیش ازان طفلک بی پدر

وز آه دل دردمندش حذر

بسا نام نیکوی پنجاه سال

که یک نام زشتش کند پایمال

پسندیده کاران جاوید نام

تطاول نکردند بر مال عام

بر آفاق اگر سر بسر پادشاست

چو مال از توانگر ستاند گداست

بمرد از تهیدستی آزاد مرد

ز پهلوی مسکین شکم پر نکرد

درباره سعدی

ابومحمد مُصلِح‌الدین بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۵۸۵ یا ۶۰۶ – ۶۹۱ هجری قمری، برابر با: ۵۶۸ یا ۵۸۸ - ۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. آوازهٔ او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به وی لقب استاد سخن و شیخ اجل داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات و دیوان اشعار اوست که به این سه اثر کلیات سعدی می‌گویند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.