خانه | سعدی | بوستان | باب اول در عدل و تدبیر و رای | گفتار اندر نکوکاری و بد کاری و عاقبت آنها

گفتار اندر نکوکاری و بد کاری و عاقبت آنها

نکوکار مردم نباشد بدش

نورزد کسی بد که نیک افتدش

شر انگیز هم در سر شر رود

چو کژدم که با خانه کمتر رود

اگر نفع کس در نهاد تو نیست

چنین جوهر و سنگ خارا یکی است

غلط گفتم ای یار شایسته خوی

که نفع است در آهن و سنگ و روی

چنین آدمی مرده به ننگ را

که بروی فضیلت بود سنگ را

نه هر آدمی زاده از دد به است

که دد ز آدمی زادهٔ بد به است

به است از دد انسان صاحب خرد

نه انسان که در مردم افتد چو دد

چو انسان نداند بجز خورد و خواب

کدامش فضیلت بود بر دواب؟

سوار نگون بخت بی راه رو

پیاده برد زو به رفتن گرو

کسی دانهٔ نیکمردی نکاشت

کز او خرمن کام دل برنداشت

نه هرگز شنیدیم در عمر خویش

که بدمرد را نیکی آمد به پیش

درباره سعدی

ابومحمد مُصلِح‌الدین بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۵۸۵ یا ۶۰۶ – ۶۹۱ هجری قمری، برابر با: ۵۶۸ یا ۵۸۸ - ۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. آوازهٔ او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به وی لقب استاد سخن و شیخ اجل داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات و دیوان اشعار اوست که به این سه اثر کلیات سعدی می‌گویند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.