خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۹۹۸

غزل شمارهٔ ۹۹۸

آتش عشق تو قلاووز شد

دوش دلم سوی دل افروز شد

چون به سخن داشت مرا دوش یار

چون به دم گرم جگرسوز شد

من چه زنم با دم و با مکر او

کو به دغل بر همه پیروز شد

این دل من ساده و بی‌مکر بود

دید دغل‌هاش بدآموز شد

هر چه به عالم خوشی شهوتست

همچو پنیر آفت هر یوز شد

آه که شب جمله در این وعده رفت

بوسه دهم بوسه دهم روز شد

یار برهنه به قبا میل کرد

عقل دگربار کمردوز شد

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.