خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۹۴۴

غزل شمارهٔ ۹۴۴

به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید

حدیث عشق شکرریز جان فزا گوید

اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد

ز لاله زار و ز نسرین و گل چرا گوید

ز راه غیرت گوید که تا بپوشاند

رها کند سر چشمه حدیث پا گوید

که پاره پاره به تدریج ذره که گردد

فنا شود که اگر تند و بر ولا گوید

کهی که ذره بود پیش او دو صد که قاف

دوان دوان شود آن دم که او بیا گوید

چو گوش کوه شنید آن بیای فرخ او

به سر بیاید و لبیک را دو تا گوید

به حق گلشن اقبال کاندر او مستی

چو گل خموش که تا بلبلت ثنا گوید

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.