خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۸۳۰

غزل شمارهٔ ۸۳۰

صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود

درد جان‌ها سوی هامون می‌رود

چشم دل بگشا و در جان‌ها نگر

چون بیامد چون شد و چون می‌رود

جامه برکش چونک در راهی روی

چون همه ره خاک با خون می‌رود

لاله خون آلود می‌روید ز خاک

گر چه با دامان گلگون می‌رود

جان چو شد در زیر خاکم جا کنید

خاک در خانه چو خاتون می‌رود

جان عرشی سوی عیسی می‌رود

جان فرعونی به قارون می‌رود

سوی آن دل جان من پر می‌زند

کو لطیف و شاد و موزون می‌رود

زانک آن جان دون حق چیزی نخواست

وین دگر جان سوی مادون می‌رود

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.