خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۸۲۹

غزل شمارهٔ ۸۲۹

هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود

هر چه کشت افزاست آتش چون بود

نقش‌هایی که نگارد آن نگار

عقل آن را جز که مفرش چون بود

شربتی را کو به مست خود دهد

جز لطیف و پاک و دلکش چون بود

کشتی شش گوشه‌ست این شش جهت

بحر بی‌پایان در این شش چون بود

نرگس چشمی کز این بحر آب یافت

در شناس بحر اعمش چون بود

چون گشادی یافت چشمی در رضا

از سخط هر لحظه اخفش چون بود

هین خموش و از خمول حق بترس

مؤمن اقبال مرعش چون بود

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.