خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۸۲۱

غزل شمارهٔ ۸۲۱

خنده از لطفت حکایت می‌کند

ناله از قهرت شکایت می‌کند

این دو پیغام مخالف در جهان

از یکی دلبر روایت می‌کند

غافلی را لطف بفریبد چنان

قهر نندیشد جنایت می‌کند

وان یکی را قهر نومیدی دهد

یأس کلی را رعایت می‌کند

عشق مانند شفیعی مشفقی

این دو گمره را حمایت می‌کند

شکرها داریم زین عشق ای خدا

لطف‌های بی‌نهایت می‌کند

هر چه ما در شکر تقصیری کنیم

عشق کفران را کفایت می‌کند

کوثر است این عشق یا آب حیات

عمر را بی‌حد و غایت می‌کند

در میان مجرم و حق چون رسول

بس دوادو بس سعایت می‌کند

بس کن آیت آیت این را برمخوان

عشق خود تفسیر آیت می‌کند

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.