خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۸۲۰

غزل شمارهٔ ۸۲۰

هر چه آن خسرو کند شیرین کند

چون درخت تین که جمله تین کند

هر کجا خطبه بخواند بر دو ضد

همچو شیر و شهدشان کابین کند

با دم او می‌رود عین الحیات

مرده جان یابد چو او تلقین کند

مرغ جان‌ها با قفس‌ها برپرند

چونک بنده پروری آیین کند

عالمی بخشد به هر بنده جدا

کیست کو اندر دو عالم این کند

گر به قعر چاه نام او بری

قعر چه را صدر علیین کند

من بر آنم که شکرریزی کنم

از شکر گر قسم من تعیین کند

کافری گر لاف عشق او زند

کفر او را جمله نور دین کند

خار عالم در ره عاشق نهاد

تا که جمله خار را نسرین کند

تو نمی‌دانی که هر که مرغ اوست

از سعادت بیضه‌ها زرین کند

بس کنم زین پس نهان گویم دعا

کی نهان ماند چو شه آمین کند

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.