خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۶۶۹

غزل شمارهٔ ۶۶۹

چو شب شد جملگان در خواب رفتند

همه چون ماهیان در آب رفتند

دو چشم عاشقان بیدار تا روز

همه شب سوی آن محراب رفتند

چو ایشان را حریف از اندرونست

چه غم دارند اگر اصحاب رفتند

همه در غصه و در تاب و عشاق

به سوی طره پرتاب رفتند

همه اندر غم اسباب و ایشان

قلنداروار بی‌اسباب رفتند

کی یابد گرد ایشان را که ایشان

چو برق و باد سخت اشتاب رفتند

تو چون دلوی بر بن دولاب می‌گرد

که ایشان برتر از دولاب رفتند

ببین آن‌ها که بند سیم بودند

درون خاک چون سیماب رفتند

ببین آن‌ها که سیمین بر گزیدند

به روی سرخ چون عناب رفتند

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.