خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۶۴۶

غزل شمارهٔ ۶۴۶

بار دگر آن مست به بازار درآمد

وان سرده مخمور به خمار درآمد

سرهای درختان همه پربار چرا شد

کان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد

یک حمله دیگر همه در رقص درآییم

مستانه و یارانه که آن یار درآمد

یک حمله دیگر همه دامن بگشاییم

کز بهر نثار آن شه دربار درآمد

یک حمله دیگر به شکرخانه درآییم

کز مصر چنین قند به خروار درآمد

یک حمله دیگر بنه خواب بسوزیم

زیرا که چنین دولت بیدار درآمد

یک حمله دیگر به شب این پاس بداریم

کان لولی شب دزد به اقرار درآمد

یک حمله دیگر برسان باده که مستی

در عربده ویران شده دستار درآمد

یک حمله دیگر به سلیمان بگراییم

کان هدهد پرخون شده منقار درآمد

این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیست

از دست مسیحی که به بیمار درآمد

اکنون بزند گردن غم‌های جهان را

کاقبال تو چون حیدر کرار درآمد

دارالحرج امروز چو دارالفرجی شد

کان شادی و آن مستی بسیار درآمد

بربند لب اکنون که سخن گستر بی‌لب

بی حرف سیه روی به گفتار درآمد

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.