خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۵۲۱

غزل شمارهٔ ۵۲۱

یا راهبا انظر الی مصباح

متشعشعا و استغن عن اصباح

انظر الی راح تناهی لطفه

و سبی النهی یا لطف‌ها من راح

فالراح نسخ للعقول بنوره

کالشمس عزل للنجوم و ماح

الجد یسجد راحنا متخاضعا

و اعوذ من راح یزید مزاحی

اهل المزاح و اهل راح‌هالک

لا خیر فیهم مسکرا او صاحی

العقل مساح الزمان و اهله

فتجانبوا من عاقل مساح

الراح اجنحه لسکری انها

یجتازهم بحرا بلا ملاح

ذا الراح لا شرقیه غربیه

من دنه مسکیه نفاح

نسخ الهموم و لیس ذاک لغفله

زاد العقول و مدها بلقاح

فتحوا العیون بطیبه و نسیمه

سکروا به فاذا هم بملاح

صاروا سکاری نحو باب ملیکنا

ملک الملوک و روحهم کریاح

ملک البصیره شمس دین سیدی

ظلنا به ذی عزه مرتاح

هاتوا من التبریز من صهبائهم

من مازح متروق وشاح

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.