خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۴۶۱

غزل شمارهٔ ۴۶۱

شاه گشادست رو دیده شه بین که راست

باده گلگون شه بر گل و نسرین که راست

شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد

بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست

پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد

در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست

ساغرها می‌شمرد وی بشده از شمار

گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست

از اثر روی شه هر نفسی شاهدی

سر کشد از لامکان گوید کابین که راست

ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق

سینه صیاد کو دیده شاهین که راست

هین که براقان عشق در چمنش می‌چرند

تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست

سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل

چهره زر لایق آن بر سیمین که راست

خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان

در دو جهان همچو او شاه خوش آیین که راست

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.