خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۴۳۵

غزل شمارهٔ ۴۳۵

هر کی بالاست مر او را چه غمست

هر کی آن جاست مر او را چه غمست

که از این سو همه جان‌ست و حیات

که از این سو همه لطف و کرمست

خود از این سو که نه سویست و نه جا

قدم اندر قدم اندر قدم‌ست

این عدم خود چه مبارک جایست

که مددهای وجود از عدمست

همه دل‌ها نگران سوی عدم

این عدم نیست که باغ ارمست

این همه لشکر اندیشه دل

ز سپاهان عدم یک علمست

ز تو تا غیب هزاران سال‌ست

چو روی از ره دل یک قدمست

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ – ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *