خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۳۲۱۱

غزل شمارهٔ ۳۲۱۱

نسیم‌الصبح جد بابتشار

و بشر حین یأتی بانتشار

واتحفنی لباس‌الجد منه

فانی من لباس الجد عاری

فقد احرقت فی صد و بعد

بنار لا تسلنی ای نار

اما تصغی الی قلب حریق

ینادی، یا حذاری، یا حذاری

و مما خان بی‌دهر قتول

و ما قدحان لی ادراک ثاری

اذا ما فیک افنی فیک احیی

اذا ما انت جاری، انت جاری

ظللت کیونس فی بطن حوت

فمذ صح‌الهوی کسروا فقاری

الا یا صاح انظر فی خدودی

تری او صافه ان کنت قاری

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.