خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۳۲۱۰

غزل شمارهٔ ۳۲۱۰

اتاک الصوم فی حلل السعود

فدم واسلم علی رغم الحسود

وصم وافطر و عید فی نعیم

لک العمر المؤبد بالخلود

فلا زالت تزف لک التهانی

مهناه من‌الملک الودود

فشکرا ثم شکرا ثم شکرا

لاوراد العطا خیرالورود

و سقیا ثم سقیا ثم سقیا

لجود بعد جود بعد جود

و کأسا قد سقیناه دهاثا

یری رقراقها تحت‌الجلود

ینابیع جرت شرقا و غربا

کانهارالجنان بلا رکود

و نیران الشباب موقدات

بسعد لا یخاف من‌الخمود

براح الروح روحی! قرعینا

و یا نفسی دعاک الجد عودی

و ارض‌الله واسعه فسیح

الی رب رؤف بالوفود

ینادی ربنا، عودوا الینا

اجبیونا و اوفوا بالعقود

ازهدا فی ملاقاتی و عندی

وجود، فی وجود فی وجود

ولم یخسر طلوب فی فنائی

ولم یمکن خلاف فی وعودی

خمش کردم که هر ناگفتهٔ را

بدیدم من که دیدی و شنودی

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.