خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۳۱۸۶

غزل شمارهٔ ۳۱۸۶

بگو ای تازه رو، کم کن ملولی

که تو رو تازه از اصل اصولی

خیالی گول گیری گر بیاید

چنین داند که تو مغرور و گولی

به زخم سیلیش از دل برون کن

که تا عبرت بگیرد هر فصولی

خیال بد رسول دیو باشد

تو او را توبهٔ ده از رسولی

خیالی در تو آویزد، بیفتی

ترا وهمی پژولاند، پژولی

خیالی هست چون خورشید روشن

خیالی چون شب تاریک لولی

اگر مردانه گوش او بمالی

ترا کافر کند وهم حلولی

برای تو مهان در انتظارند

سبکتر رو، چرا در مول مولی؟

خیالات اتتکم کالخیول

فدسوها ثقاتی! فی‌السقول

خیالات مضلات کذاب

لحاها الله ربی بالافول

فطوبی للذی یعلو علاه

و یقطع عرقها قبل‌الحصول

الهی قدیمی علی

صفی‌القلب من غش‌الغلول

علی‌الله بیان ما نظمنا

مفاعیلن مفاعیلن فعولی

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.