خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۳۱۷۸

غزل شمارهٔ ۳۱۷۸

در دل من پردهٔ نو می‌زنی

ای دل و ای دیده و ای روشنی

پرده توی وز پس پرده توی

هر نفسی شکل دگر می‌کنی

پرده چنان زن که بهر زخمهٔ

پردهٔ غفلت ز نظر برکنی

شب منم و خلوت و قندیل جان

خیره که تو آتشی یا روغنی

بی‌من و تو، هر دو توی، هر دو من

جان منی، آن منی، یا منی

نکتهٔ چون جان شنوم من ز چنگ

تنتن تنتن، که تو یعنی تنی

گر تنم و گر دلم و گر روان

شاد بدانم که توم می‌تنی

از تو چرا تازه نباشم؟! که تو

تازگی سرو و گل و سوسنی

از تو چرا نور نگیرم؟! که تو

تابش هر خانه و هر روزنی

از تو چرا زور نیابم؟! که تو

قوت هر صخره و هر آهنی

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.