خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۳۱۳۲

غزل شمارهٔ ۳۱۳۲

خواهیم یارا کامشب نخسپی

حق خدا را کامشب نخسپی

چون سرو و سوسن تا روز روشن

خوبیم و زیبا کامشب نخسپی

یار موافق تا صبح صادق

شاهی و مولا کامشب نخسپی

ای ماه پاره همچون ستاره

باشی به بالا کامشب نخسپی

از حسن رویت و از لطف مویت

خواهد ثریا کامشب نخسپی

چون دید ما را مست تو یارا

نالید سرنا کامشب نخسپی

چون روز لالا دارد علالا

کوری لالا کامشب نخسپی

در جمع مستان با زیردستان

بگریست صهبا کامشب نخسپی

قومی ز خویشان گشته پریشان

بهر تو تنها کامشب نخسپی

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.