خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۳۱۳

غزل شمارهٔ ۳۱۳

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب

چنانک ابر سقای گل و گلستانست

رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب

در آتشی بدمی شعله‌ها برافزود

بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب

رباب دعوت بازست سوی شه بازآ

به طبل باز نیاید به سوی شاه غراب

گشایش گره مشکلات عشاقست

چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب

جواب مشکل حیوان گیاه آمد و کاه

که تخم شهوت او شد خمیرمایه خواب

خر از کجا و دم عشق عیسوی ز کجا

که این گشاد ندادش مفتح الابواب

که عشق خلعت جانست و طوق کرمنا

برای ملک وصال و برای رفع حجاب

به بانگ او همه دل‌ها به یک مهم آیند

ندای رب برهاند ز تفرقه ارباب

ز عشق کم گو با جسمیان که ایشان را

وظیفه خوف و رجا آمد و ثواب و عقاب

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.