خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۷۶۱

غزل شمارهٔ ۲۷۶۱

در خون دلم رسید فتوی

از جمله مفتیان معنی

با خلق بگو که دور باشید

از زرق من و فسوس دعوی

با دل گفتم چنین خوش استت

دل نعره زنان که آری آری

برداشت ربابکی دل من

بنواخت که ما خوشیم یعنی

کان طعنه از این سوی وجود است

آن جا که منم کجاست طعنی

آن جا که منم چو من نگنجم

گنجد دگری بگو که نی نی

تا من باشی تو او نبینی

زیرا که شب است و چشم اعمی

تا چشم تو این بود چه بینی

در بتگه نفس نقش مانی

ای عاجز خویش رو به تبریز

در شمس الدین گریز باری

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.