خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۷۳۲

غزل شمارهٔ ۲۷۳۲

ای ساقی باده معانی

درده تو شراب ارغوانی

زان باده پیر تلخ پاسخ

بفزای حلاوت جوانی

در بزم سرای شاه جانان

نظاره شاهدان جانی

جان‌ها بینی چو روز روشن

از لذت عشرت شبانی

بینی که جهان به حیرت آید

در حلقه خلق آن جهانی

مه را ز فلک فروفرستد

در مجلسشان به ارمغانی

و آن زهره نوای خوش برآورد

کو مطرب کیست آسمانی

این‌ها به همند و ما به خلوت

با دلبر خوب پرمعانی

رخ بر رخ ما نهاد آن شه

و آن باقی را تو خود بدانی

آن شاه کیست شمس تبریز

آن خسرو ملک بی‌نشانی

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.