خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۷۰۱

غزل شمارهٔ ۲۷۰۱

مرا هر لحظه قربان است جانی

تو را هر لحظه در بنده گمانی

دو چشم تو بیان حال من بس

که روشنتر از این نبود بیانی

جهان چون نی هزاران ناله دارد

که یک نی دید از شکرستانی

از آن شکرستان دیدم نشان‌ها

ندیدم از تو شیرینتر نشانی

مثال عشق پیدایی و پنهان

ندیدم همچو تو پیدا نهانی

جهان جویای توست و جای آن هست

مثل بشنو که جان به از جهانی

نه‌ای بر آسمان ای ماه لیکن

شود هر جا که تابی آسمانی

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.