خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۴۹

غزل شمارهٔ ۲۴۹

دل بر ما شدست دلبر ما

گل ما بی‌حدست و شکر ما

ما همیشه میان گلشکریم

زان دل ما قویست در بر ما

زهره دارد حوادث طبعی

که بگردد بگرد لشکر ما

ما به پر می‌پریم سوی فلک

زانک عرشیست اصل جوهر ما

ساکنان فلک بخور کنند

از صفات خوش معنبر ما

همه نسرین و ارغوان و گلست

بر زمین شاهراه کشور ما

نه بخندد نه بشکفد عالم

بی نسیم دم منور ما

ذره‌های هوا پذیرد روح

از دم عشق روح پرور ما

گوش‌ها گشته‌اند محرم غیب

از زبان و دل سخنور ما

شمس تبریز ابرسوز شدست

سایه‌اش کم مباد از سر ما

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.