خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۴۰۷

غزل شمارهٔ ۲۴۰۷

زهی لواء و علم لا اله الا الله

که زد بر اوج قدم لا اله الا الله

چگونه گرد برآورد شاه موسی وار

ز بحر هست و عدم لا اله الا الله

ستاده‌اند صفات صفا ز خجلت او

به پیش او به قدم لا اله الا الله

یکی ستم ز وی از صد هزار عدل به است

زهی خوشی ستم لا اله الا الله

ز هر طرف که نظر کرد می برویاند

هزار باغ ارم لا اله الا الله

ز بحر غم به کناری رسم عجب روزی

ز موج لطف و کرم لا اله الا الله

ندارد از شه من هیچ بوی جان آن کس

که ببینیش تو به غم لا اله الا الله

چو دیده کحل نپذرفت از شه تبریز

زهی دریغ و ندم لا اله الا الله

برآید از دل و از جان الست شه شنود

هزار بانگ نعم لا اله الا الله

بهشت لطف و بلندی خدیو شمس الدین

زهی شفای سقم لا اله الا الله

دلم طواف به تبریز می‌کند محرم

در آن حریم حرم لا اله الا الله

زهی خوشی که بگویم که کیست هان بر در

بگوید او که منم لا اله الا الله

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.