خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۳۵۹

غزل شمارهٔ ۲۳۵۹

آن سفره بیار و در میان نه

و آن کاسه به پیش عاشقان نه

انبوه بریز نان که زشت است

کآواز دهد کسی که نان نه

تن را چو بنان شکار کردی

جان را برگیر و پیش جان نه

امروز قیامت تو برخاست

برخیز قدم بر آسمان نه

از آتش عشق نردبان ساز

بر گنبد چرخ نردبان نه

ای زهره ز چشم‌های هندو

ترکانه تو تیر در کمان نه

گر سینه زیان کند ز زخمت

زخمی دیگر بر آن زیان نه

چون نکته ز راه چشم گویی

ما را همه مهر بر دهان نه

ای اشک چو رفتی از در چشم

آن جا رو و سر بر آستان نه

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.